{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی از تهیونگ

چند پارتی از تهیونگ
(وقتی روت خیلی حساس بود)
پارت سوم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(ویو ات)
با تهیونگ میز رو جمع کردیم...
با تموم شدن کار ها دوتامون از آشپزخونه اومدیم بیرون و روی مبل داخل هال نشستیم...

ات: وای تهیونگا خیلی خستم

تهیونگ: خب پرنسس میخوای فیلم ببینیم؟

ات: آره ببینیم

به ساعت نگاهی انداختم ولی خیلی دیروقت بود

ات: ولی ته ته ببین ساعت رو تو فردا اجرا داری پس باید خوب استراحت کنی

یهو تهیونگ منو بلند کرد و نشوند رو پاش....

تهیونگ: پرنسسم من نه خستم نه خوابم میاد فردا اجرا دارم ولی بازم میتونم استراحت کنم، فقط کافیه پرنسسم خوشحال باشه، خب چی ببینیم؟

از این همه مهربونش ذوق کردم و رفتم جلو تر و بوسه ای روی لبش گذاشتم

ات: مرسی که انقدر مهربونی عشقم

دستش رو روی کمرم گذاشت و منو به خودش نزدیک کرد

تهیونگ: بازم میخوام

با تعجب بهش نگاه کردم

ات: چی میخوای؟

به لبش اشاره کرد و عمیق تو چشمام زل زد

ات: نه دیگه فقط یکی بود

تهیونگ: لطفا عشقم لطفا

ات: گفتم نه

تهیونگ: باشه

تهیونگ سرش رو برگردوند و منو از رو پاش بلند کرد و دوباره رو مبل گذاشتم به سمت پله ها رفت...
قهر کرد؟ جدی فقط بخاطر یه بوسه باهام قهر کرد
صداش زدم.....

ات: ته ته جونم فیلم نگاه نمیکونی؟

تهیونگ: نه خودت ببین(سرد)

خیلی باهام سرد حرف زد بغضم گرفت
رفتم دنبالش پله ها رو سریع رفتم بالا به اتاق رسیدم در رو آروم باز کردم پش بهم رو تخت دراز کشیده بود رفتم جلو تر
صداش زدم

ات: تهیونگا....

ولی جوابی از جانبش نشنیدم رفتم جلو تر........

ادامه دارد......

شرط برای پارت بعد

لایک: 5
کامنت: 2
بازنشر: 2

میدونم زوده شرط بزارم ولی گذاشتم اگه شرط ها رسید پارت بعد رو میذارم

مرسی حمایت میکنید بوس بهتون😘 بای بای 👋🏻
دیدگاه ها (۱۱)

چند پارتی از تهیونگ (وقتی خیلی روت حساس بود) پارت دوــــــــ...

چند پارتی از تهیونگ (وقتی روت خیلی حساس بود) پارت اول[ویو ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط