{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پلک می زنی

پلک می زنی
جهانم زیر رو می شود
موهایت را باز می کنی
طوفان می شود
می خندی
بهار می آید
دیوانه منم
که خانه ام را
روی گسل خطرناک تن تو
ساخته ام......
دیدگاه ها (۱)

کاش می دانستی ما را مجال آن نیست که روزهای رفته را از سر گیر...

پاییز، سهمِ حنجره ی من، تو سعی کنسرشار از #بهار بماند ترانه ...

کاش از انگشت هاے دستانمان یاد مےگرفتیم...یکے کوچک!یکے بزرگ!ی...

دلم حیاط خانه پدر را میخواهدیک بعدازظهر تابستان باشدباغچه را...

می‌دونی چیه عمو جون رو آدما حساب باز کردی کون صلوات روی کسی ...

خواب دیدم؛سربازِ جسوری بودی.در خشابِ تفنگت، شعر بود؛باز بارا...

عشق شرطی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط