{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پلک می زنی

پلک می زنی
جهانم زیر رو می شود
موهایت را باز می کنی
طوفان می شود
می خندی
بهار می آید
دیوانه منم
که خانه ام را
روی گسل خطرناک تن تو
ساخته ام......
دیدگاه ها (۱)

کاش می دانستی ما را مجال آن نیست که روزهای رفته را از سر گیر...

پاییز، سهمِ حنجره ی من، تو سعی کنسرشار از #بهار بماند ترانه ...

کاش از انگشت هاے دستانمان یاد مےگرفتیم...یکے کوچک!یکے بزرگ!ی...

دلم حیاط خانه پدر را میخواهدیک بعدازظهر تابستان باشدباغچه را...

من حسادت می کنم حتی به تنها بودنتمن به فرد رو به رویی، لحظه ...

رویای شیرین"دو پارتی"

part.14.من رفتم دوش بگیرم چون لباس نداشتم باید صبر می کردم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط