ادامه پارت
ادامه پارت ۴
_در حالی که من با جیمین که همسن خودمه و همینطور با بقیه اعضا خیلی بحث میکردم، با هم خیلی کار کردیم و خیلی صحبت کردیم که کم کم واقعا احساس کردیم داریم یه تیم میشیم.
پلیلیست های هیپهاپ درست کردن آر اِم و رقص آموزش دادن جیهوپ، اقداماتی بود که از ناامیدیشون برای دبیو سرچشمه میگرفت. جیهوپ در مورد اینکه چطور این هدف روشون تأثیر گذاشته، توضیح میده:
_لحظه ای که تصمیم گرفته شد ما هفت نفر به عنوان یه گروه شروع به کار کنیم، کانسپتمون به عنوان یه گروه مشخص شد. ما میدونستیم که باید چیکار کنیم و قراره چه نوع رقص و آهنگ هایی رو انجام بدیم و ما بین خودمون زیاد حرف زدیم "ما داریم، من این هدف رو دارم. شما چی بچه ها؟ این کار رو با هم انجام بدیم؟» از همینجور چیزا.
همبستگی اونها فراتر از گفتگوهای صمیمانه بود و به تمام جنبه های زندگیشون سرایت کرد. وی میگه از طریق اشتراکات زندگی روزمرشون به اعضا نزدیکتر شد:
_همه ما نیاز داشتیم که رژیم بگیریم، اما من و آر اِم خیلی توش خوب نبودیم و از اونجایی که "همدلی" یه چیز جدیه، من و آر اِم اغلب با هم واسه خوردن یه چیز خوب بیرون میرفتیم یا خوراکی ها رو قایم میکردیم تا بخوریم و مخفیانه اونها رو با همدیگه تقسیم میکردیم…
روش های تشکیل تیم ته رو اعضای کوچیکتر هم جواب میداد.
تهیونگ: من و جیمین یواشکی بیرون از خوابگاه میرفتیم و با هم غذا میخوردیم و با هم صحبت میکردیم یا با جونگکوک به آبگرم جیجیم جیلبانگ میرفتیم یا وقتی برف میبارید سورتمه سواری میکردیم و بعدش وقتی مدیر خوابگاه چکمون میکرد، وانمود میکردیم که هیچ اتفاقی نیفتاده! (میخنده).
در همین حین، جین با جستجو تو وجه اشتراک ها به تهیونگ نزدیک شد.
جین: تا زمانی که وی و بعداً جیمین وارد کمپانی بشن، همه کارآموزهایی که من بهشون نزدیک بودم رفتن. به جز حدود ده نفر که تصور میشد پتانسیل بالایی دارن... فکر میکردم این که کارآموزهای بیشتری برن خیلی ناراحت کنندست. این باعث شد خیلی به این فکر کنم که باید برای نزدیک شدن به بقیه تلاش کنم؟ اما وی مانهوا و انیمه قدیمی دوست داشت، درست مثل من. خب من به سمتش میرفتم و میگفتم: "هی، این یکی رو دیدی؟" و اینجوری با هم دوست شدیم.
آر اِم و شوگا به اعضا هیپ هاپ آموزش میدادن، جیهوپ رقص یاد میداد و جین از مواد موجود تو خوابگاه برای پختن غذا واسه همه استفاده میکرد. تو این فرآیند، اعضای بزرگتر شروع به درک اعضای کوچیکتر کردن و اعضای کوچیکتر از بزرگترها یاد گرفتن.
جین از تأثیرات موسیقی و تشویق هایی که از سایر اعضا دریافت کرده میگه:
_در حالی که من با جیمین که همسن خودمه و همینطور با بقیه اعضا خیلی بحث میکردم، با هم خیلی کار کردیم و خیلی صحبت کردیم که کم کم واقعا احساس کردیم داریم یه تیم میشیم.
پلیلیست های هیپهاپ درست کردن آر اِم و رقص آموزش دادن جیهوپ، اقداماتی بود که از ناامیدیشون برای دبیو سرچشمه میگرفت. جیهوپ در مورد اینکه چطور این هدف روشون تأثیر گذاشته، توضیح میده:
_لحظه ای که تصمیم گرفته شد ما هفت نفر به عنوان یه گروه شروع به کار کنیم، کانسپتمون به عنوان یه گروه مشخص شد. ما میدونستیم که باید چیکار کنیم و قراره چه نوع رقص و آهنگ هایی رو انجام بدیم و ما بین خودمون زیاد حرف زدیم "ما داریم، من این هدف رو دارم. شما چی بچه ها؟ این کار رو با هم انجام بدیم؟» از همینجور چیزا.
همبستگی اونها فراتر از گفتگوهای صمیمانه بود و به تمام جنبه های زندگیشون سرایت کرد. وی میگه از طریق اشتراکات زندگی روزمرشون به اعضا نزدیکتر شد:
_همه ما نیاز داشتیم که رژیم بگیریم، اما من و آر اِم خیلی توش خوب نبودیم و از اونجایی که "همدلی" یه چیز جدیه، من و آر اِم اغلب با هم واسه خوردن یه چیز خوب بیرون میرفتیم یا خوراکی ها رو قایم میکردیم تا بخوریم و مخفیانه اونها رو با همدیگه تقسیم میکردیم…
روش های تشکیل تیم ته رو اعضای کوچیکتر هم جواب میداد.
تهیونگ: من و جیمین یواشکی بیرون از خوابگاه میرفتیم و با هم غذا میخوردیم و با هم صحبت میکردیم یا با جونگکوک به آبگرم جیجیم جیلبانگ میرفتیم یا وقتی برف میبارید سورتمه سواری میکردیم و بعدش وقتی مدیر خوابگاه چکمون میکرد، وانمود میکردیم که هیچ اتفاقی نیفتاده! (میخنده).
در همین حین، جین با جستجو تو وجه اشتراک ها به تهیونگ نزدیک شد.
جین: تا زمانی که وی و بعداً جیمین وارد کمپانی بشن، همه کارآموزهایی که من بهشون نزدیک بودم رفتن. به جز حدود ده نفر که تصور میشد پتانسیل بالایی دارن... فکر میکردم این که کارآموزهای بیشتری برن خیلی ناراحت کنندست. این باعث شد خیلی به این فکر کنم که باید برای نزدیک شدن به بقیه تلاش کنم؟ اما وی مانهوا و انیمه قدیمی دوست داشت، درست مثل من. خب من به سمتش میرفتم و میگفتم: "هی، این یکی رو دیدی؟" و اینجوری با هم دوست شدیم.
آر اِم و شوگا به اعضا هیپ هاپ آموزش میدادن، جیهوپ رقص یاد میداد و جین از مواد موجود تو خوابگاه برای پختن غذا واسه همه استفاده میکرد. تو این فرآیند، اعضای بزرگتر شروع به درک اعضای کوچیکتر کردن و اعضای کوچیکتر از بزرگترها یاد گرفتن.
جین از تأثیرات موسیقی و تشویق هایی که از سایر اعضا دریافت کرده میگه:
- ۳.۱k
- ۳۰ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط