با تو سر خوش می شوم وقتی نگاهم می کنی
با تو سر خوش می شوم وقتی نگاهم می کنی
خنده بر لب می زنی و رو به راهم می کنی
زندگی چیزی به جز یک خواب و رویا بیش نیست
خوب داری مرهمی بر درد و آهم می کنی
نارفیقی را برادر های یوسف باب کرد
با رفاقت خوب من داری تو شاهم می کنی
گفته بودم مه رخی من آرزو دارم تو را
باز اجابت کرده و مهمان ماهم می کنی
بیش از این دیگر نخواهم از خدا چیزی شبی
روشنایی را به این راهِ سیاهم می کنی
سرگشته
خنده بر لب می زنی و رو به راهم می کنی
زندگی چیزی به جز یک خواب و رویا بیش نیست
خوب داری مرهمی بر درد و آهم می کنی
نارفیقی را برادر های یوسف باب کرد
با رفاقت خوب من داری تو شاهم می کنی
گفته بودم مه رخی من آرزو دارم تو را
باز اجابت کرده و مهمان ماهم می کنی
بیش از این دیگر نخواهم از خدا چیزی شبی
روشنایی را به این راهِ سیاهم می کنی
سرگشته
- ۲.۱k
- ۰۲ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط