فیک Finding
فیک Finding
پارت 7:
ویو کوک:
اعصابم بهم ریخت بلند شدم بهش بتوپم که دیدم میتونم قیافشو ببینم،خشکم زد و کلن ماجرای دزدیده شدن گوشیمو فراموش کردم.نمیدونستم باید چیکار کنم و فقط زل زده بودم به چشماش،چشماش آبی رنگ بودن و من میتونستم با کمال افتخار در اقیانوس چشم هاش غرق بشم.
ویو تهیونگ:
داشتم میرفتم یه پاکت سیگار جدید بگیرم که یکی با سرعت خورد به من و افتاد،با نگاه خنثی نگاش کردم و در کمال ناباوری صورتشو دیدم،جفتم بود.صورت بی نقصش رو بدون هیچ خجالتیی نگاه کردم و از نگاه کردن به چشمای فندقی و لبای خوش فرمش خسته نشدم.
(ته _ کوک +)
_دردت گرفت؟
+چ...چی؟
_محکم افتادی زمین،جاییت درد نمیکنه؟
+ها؟آهان من خوبم مرسی(با خجالت)
_برای چی عجله داشتی؟
+چون یکی گوشیمو از دستم قاپید،وایسا بینم وای گوشیممم
ویو کوک:
تازه گوشیمو یادم افتاد خواستم برم دنبالش که بازومو گرفت و منو برگردوند.
_هی ارزش نداره خودتو خسته کنی به خاطرش،برات یه موبایل جدید میگیرم
+و..ولی زشته من نمیخوام تو زحمت بیفتین
_جفتتما خوشگله وظیفمه
+(گونش گل افتاد)
ویو تهیونگ:
وقتی بهش گفتم خوشگله گونش گل افتاد،گوگولی از من خجالت میکشه.بردمش موبایل فروشی و یه موبایل با مارک و کیفیت بالا گرفتم براش،باز شدن چشماش از تعجب از چشمم جا نموند.بعد از دیدنش شخصیتم از این رو به اون رو شد،واقعن جفت با آدم چیکار میکنه.
_بگو ببینم فندق کوچولو اسمتو به جفتت نمیگی؟
+عام من جونگ کوکم،جئون جونگ کوک
_چ..چی؟؟
+جئون جونگ کوکم میتونی کوک صدام کنی،و شما؟
_عام..من تهیونگم،کیم تهیونگ.جونگ کوکی من باید به کارم رسیدگی کنم شمارتو بده بهم حتما جبران میکنم امشبو
+راحت باش،باشه.
ویو تهیونگ:
شمارمونو بهم دادیم و من زدم به چاک،اون کوک بود؟همون کوکی که جین احمق رو دیده بود؟پناه بر خالق جفت امیدوارم نباشه که اگه باشه وای به حال جین.
ویو کوک:
یکم تعجب کردم و ناراحت شدم از اینکه بعد اینکه منو پیدا کرد ولم کرد،یعنی من زشتم؟شاید ازم خوشش نیومد.جوری که تصور میکردم منو جفتم همو ببینیم چه واکنشی نشون میدیم و چیا میگیم با واقعیت به شدت تضاد داشت.بیخیال شدم و شماره یونگی رو تو گوشیم ذخیره کردم و بهش زنگ زدم و ماجرای دزدیدن گوشیمو براش تعریف کردم،البته بهش درمورد تهیونگ نگفتم،الان وقتش نیست...
حمایت یادتون نره خوشملا🫶🏻🌸❤
پارت 7:
ویو کوک:
اعصابم بهم ریخت بلند شدم بهش بتوپم که دیدم میتونم قیافشو ببینم،خشکم زد و کلن ماجرای دزدیده شدن گوشیمو فراموش کردم.نمیدونستم باید چیکار کنم و فقط زل زده بودم به چشماش،چشماش آبی رنگ بودن و من میتونستم با کمال افتخار در اقیانوس چشم هاش غرق بشم.
ویو تهیونگ:
داشتم میرفتم یه پاکت سیگار جدید بگیرم که یکی با سرعت خورد به من و افتاد،با نگاه خنثی نگاش کردم و در کمال ناباوری صورتشو دیدم،جفتم بود.صورت بی نقصش رو بدون هیچ خجالتیی نگاه کردم و از نگاه کردن به چشمای فندقی و لبای خوش فرمش خسته نشدم.
(ته _ کوک +)
_دردت گرفت؟
+چ...چی؟
_محکم افتادی زمین،جاییت درد نمیکنه؟
+ها؟آهان من خوبم مرسی(با خجالت)
_برای چی عجله داشتی؟
+چون یکی گوشیمو از دستم قاپید،وایسا بینم وای گوشیممم
ویو کوک:
تازه گوشیمو یادم افتاد خواستم برم دنبالش که بازومو گرفت و منو برگردوند.
_هی ارزش نداره خودتو خسته کنی به خاطرش،برات یه موبایل جدید میگیرم
+و..ولی زشته من نمیخوام تو زحمت بیفتین
_جفتتما خوشگله وظیفمه
+(گونش گل افتاد)
ویو تهیونگ:
وقتی بهش گفتم خوشگله گونش گل افتاد،گوگولی از من خجالت میکشه.بردمش موبایل فروشی و یه موبایل با مارک و کیفیت بالا گرفتم براش،باز شدن چشماش از تعجب از چشمم جا نموند.بعد از دیدنش شخصیتم از این رو به اون رو شد،واقعن جفت با آدم چیکار میکنه.
_بگو ببینم فندق کوچولو اسمتو به جفتت نمیگی؟
+عام من جونگ کوکم،جئون جونگ کوک
_چ..چی؟؟
+جئون جونگ کوکم میتونی کوک صدام کنی،و شما؟
_عام..من تهیونگم،کیم تهیونگ.جونگ کوکی من باید به کارم رسیدگی کنم شمارتو بده بهم حتما جبران میکنم امشبو
+راحت باش،باشه.
ویو تهیونگ:
شمارمونو بهم دادیم و من زدم به چاک،اون کوک بود؟همون کوکی که جین احمق رو دیده بود؟پناه بر خالق جفت امیدوارم نباشه که اگه باشه وای به حال جین.
ویو کوک:
یکم تعجب کردم و ناراحت شدم از اینکه بعد اینکه منو پیدا کرد ولم کرد،یعنی من زشتم؟شاید ازم خوشش نیومد.جوری که تصور میکردم منو جفتم همو ببینیم چه واکنشی نشون میدیم و چیا میگیم با واقعیت به شدت تضاد داشت.بیخیال شدم و شماره یونگی رو تو گوشیم ذخیره کردم و بهش زنگ زدم و ماجرای دزدیدن گوشیمو براش تعریف کردم،البته بهش درمورد تهیونگ نگفتم،الان وقتش نیست...
حمایت یادتون نره خوشملا🫶🏻🌸❤
- ۱۲۲
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط