{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو عروسی بودیم گفتم: اه اه اون دختره چقد بد میرقصه.....

تو عروسی بودیم گفتم: اه اه اون دختره چقد بد میرقصه.....
کوتاه هم نمیاد یه بند وسطه :-((....
یهو خانوم کناریم گف : ببخشید اون دخترنیس پسر منه.......
گفتم : ای وای ببخشید شما مادرشین؟
سرخ شدو گف : خجالت بکش من باباشم....!!!!
کپ کردم..... روم به دیوار....
دیدگاه ها (۲)

# My _man # مرد _ من # رمان _ مافیایی # رمان _ رمانتیک # فیک _ BTS # ویسگون

پارت سی چهار🔥عشق ابدی ما🔥شدو: خودم رو رسوندم به سونیک دستش ر...

داستان عشق تک نفره

رمان تو خود منی

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۸ *سانیار*تا دیدم داره به لپ های ...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟔ویو آنیا بیدار شدم ساعت 1 ظهر بودددداین...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

★دستبند ما؟!...p²پدرم بعد مکثی لبخند زد و گفت:"پس جواب بده ع...

I'm not jealouspart 32چند روزی از آخرین باری که جونگکوک رو د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط