کقلب یخی
کقلب یخی
پارت ۲
از زبان کوک:
به ا/ت نگفتم که من مافیا ام چون نمیخواستم بترسه یا به پلیس لوم بده ولی خودمم میدونستم بالاخره یک روزی میفهمه چون حقیقت مثل ماه هست ماهم تا ابد پشت ابر نمیمونه(زدم تو فاز نصیحت🤣) اما خب گفتم فعلا مخفی باشه تا ببینم چی میشه
کارم توی شرکت تموم شد و اومدم خونه دیدم که از اتاق آیلین صدای خنده میومد یهو ا/ت از اتاق اومد بیرون
ا/ت: اوه، سلام آقای جئون برگشتید
جونگ کوک: سلام لازم نیست اینقدر رسمی باشی بهم بگو جونگ کوک
ا/ت: باشه
جونگ کوک: آیلین چطوره؟
ا/ت: خوبه حسابی باهم صمیمی شدیم الان خوابیده
جونگ کوک: خب خوبه
ا/ت: اگه اجازه بدید من برم دیگه
جونگ کوک: یک چیزی میخوام بهت بگم
ا/ت: چی؟
جونگ کوک: میگم میخوای از فردا کلا بیای اینجا؟
ا/ت: چی؟ ولی...ولی
جونگ کوک: گوش کن، نمیخوام الان تصمیم بگیری فردا جوابت رو بگو
ا/ت: باشه من از فردا میام اینجا ولی فقط تا دو ماه، چون همونطور که خودت گفتی من تا دو ماه باید پرستار آیلین باشم
جونگ کوک: اوکی مشکلی نیست
ا/ت: پس فعلا خداحافظ
جونگ کوک: خداحافظ
ا/ت رفت منم رفتم توی اتاق آیلین تا چکش بکنم دیدم خیلی ناز و کیوت خوابیده پیشونیش رو بوسیدم و از اتاق اومدم بیرون(نمیدونم چرا اما دلم خواست دختر کوک باشم😣)
فردا
از زبان ا/ت:
به سمت عمارت جونگ کوک راه افتادم هنوز حرفای دیشب آیلین توی ذهنم بود
فلش بک به دیشب:
آیلین : میشه تو مامانم باشی
ا/ت: خوب نیست هرکسی رو مامان صدا کنی
آیلین: اما من که مامان ندارم حداقل تو مامانم باش
ا/ت: آخه من تورو بخورم انقدر کیوت حرف میزنی
پایان، طبق معمول وقت ندارم پس بعدا مینویسم بوس به همتون فعلا ❤️💜🦋
پارت ۲
از زبان کوک:
به ا/ت نگفتم که من مافیا ام چون نمیخواستم بترسه یا به پلیس لوم بده ولی خودمم میدونستم بالاخره یک روزی میفهمه چون حقیقت مثل ماه هست ماهم تا ابد پشت ابر نمیمونه(زدم تو فاز نصیحت🤣) اما خب گفتم فعلا مخفی باشه تا ببینم چی میشه
کارم توی شرکت تموم شد و اومدم خونه دیدم که از اتاق آیلین صدای خنده میومد یهو ا/ت از اتاق اومد بیرون
ا/ت: اوه، سلام آقای جئون برگشتید
جونگ کوک: سلام لازم نیست اینقدر رسمی باشی بهم بگو جونگ کوک
ا/ت: باشه
جونگ کوک: آیلین چطوره؟
ا/ت: خوبه حسابی باهم صمیمی شدیم الان خوابیده
جونگ کوک: خب خوبه
ا/ت: اگه اجازه بدید من برم دیگه
جونگ کوک: یک چیزی میخوام بهت بگم
ا/ت: چی؟
جونگ کوک: میگم میخوای از فردا کلا بیای اینجا؟
ا/ت: چی؟ ولی...ولی
جونگ کوک: گوش کن، نمیخوام الان تصمیم بگیری فردا جوابت رو بگو
ا/ت: باشه من از فردا میام اینجا ولی فقط تا دو ماه، چون همونطور که خودت گفتی من تا دو ماه باید پرستار آیلین باشم
جونگ کوک: اوکی مشکلی نیست
ا/ت: پس فعلا خداحافظ
جونگ کوک: خداحافظ
ا/ت رفت منم رفتم توی اتاق آیلین تا چکش بکنم دیدم خیلی ناز و کیوت خوابیده پیشونیش رو بوسیدم و از اتاق اومدم بیرون(نمیدونم چرا اما دلم خواست دختر کوک باشم😣)
فردا
از زبان ا/ت:
به سمت عمارت جونگ کوک راه افتادم هنوز حرفای دیشب آیلین توی ذهنم بود
فلش بک به دیشب:
آیلین : میشه تو مامانم باشی
ا/ت: خوب نیست هرکسی رو مامان صدا کنی
آیلین: اما من که مامان ندارم حداقل تو مامانم باش
ا/ت: آخه من تورو بخورم انقدر کیوت حرف میزنی
پایان، طبق معمول وقت ندارم پس بعدا مینویسم بوس به همتون فعلا ❤️💜🦋
- ۸.۱k
- ۱۸ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط