{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شام هجران مرا صبح نمایان آمد

شام هجران مرا صبح نمایان آمد
محنت آخر شد و اندوه به پایان آمد

نفس باد صبا باز مسیحائی کرد
مگر از زلف خم در خم جانان آمد


"شاطر_عباس_صبوحی" #طبیعت
دیدگاه ها (۲)

گر یار غنا دهد غنا دوست تر استور فقر دهد فقر مرا دوست تر است...

دارم بتی به چهرهٔ صد ماه و آفتابنازکتر از گل تر و خوشبوتر از...

ز من جدا شده یی همچو بوی گل از گلمنی که داده ام از دست، اختی...

مثل بارانِ بهاریکه نمی‌گوید کِیبی‌خبر در بزن وسرزده از راه ب...

شهدا نفس خدا هستند 🤲 رودشعر فارسی آیات غمزه هر که را صبح شها...

پارت 12شب بود و رزا مشغول درست کردن شام بود، بوی خوب غذا کل ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 3ناتان به سمت در رفت و آن را باز کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط