{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از قبل “باخته” بودم

من از قبل “باخته” بودم

“مچ انداختن”

بهانه ای بود؛

برای گرفتن دوباره ی “دست تو”
دیدگاه ها (۱)

راه کـه می‌روی عقـب می‌مــانـم …نـه بــرای اینکــه نخواهـم ب...

بادی بذر تـو را در دلـــم انداخـــت و ُ رفــتمن مانـــده ام ...

خوبان را باید روی چشم ها گذاشت …کجایی ؟! چشم هایم بهانه ات ر...

آنقدر دوستت دارم کهپروانه ها گیج می شوندگل ها تعجب می کنندو ...

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

اینم دوباره گذاشتم چون دفعه ی قبل تو تاریکی گرفته بودم بد در...

عصرها میتواند خلاصہ اے باشداز خندہ هایت تو بخند !جهان بهانہ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط