من از قبل باخته بودم

من از قبل “باخته” بودم

“مچ انداختن”

بهانه ای بود؛

برای گرفتن دوباره ی “دست تو”
دیدگاه ها (۱)

راه کـه می‌روی عقـب می‌مــانـم …نـه بــرای اینکــه نخواهـم ب...

بادی بذر تـو را در دلـــم انداخـــت و ُ رفــتمن مانـــده ام ...

خوبان را باید روی چشم ها گذاشت …کجایی ؟! چشم هایم بهانه ات ر...

آنقدر دوستت دارم کهپروانه ها گیج می شوندگل ها تعجب می کنندو ...

هزاران بار خدا را شکر ،که چنین روزی راآفرید تاباغ جهان نظاره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط