{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دفترم درد میکند...

دفترم درد میکند...
واژه هایم تیر میکشند
سکوتم گیج میرود
آبریزش چشم دارم
گلویم بغض جمع شده
دلم آشوب است
از صبح هزاران بار خاطره بالا آورده ام
انگار مسموم شده ام!!!
باز هم دروغ به خوردم داده اند!!!
چه کنم شیرینی دوست دارم
دروغ ها شیرینند و من همیشه
تشنه ی شربت های رنگارنگ...
حالم بد است
بیخبری، فراموشی، دیوانگی
اکنون ....
دلم تلخی می خواهد
تلخی حقیقت
کمی حقیقت حالم را بهتر میکند
دارویی تلخ و بدمزه ...
پرستاری می خواهم
که حقیقت در سرُمم بریزد
دلم...
آخ لعنتی ...
حال دلم درد می کند...
دیدگاه ها (۲)

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

حقیقت پنهان پارت ۵نامجون اولین کسی بود که قدم برداشت و به سم...

قلبـم درد میکند !سرم گیج می‌رود !نبضم کُند میزند ...انگـار ک...

اتو را به برق زدم و مشغول اتو زدن شدم تمام حواسم جمع بود که ...

امیر نقدی

#بس شنیدم داستان بی کسی#بس شنیدم قصه ی دلواپسی#قصه ی عشق از ...

#بس شنیدم داستان بی کسی#بس شنیدم قصه ی دلواپسی#قصه ی عشق از ...

بس شنیدم داستان بی کسیبس شنیدم قصه ی دلواپسیقصه ی عشق از زبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط