شماچه میدونین بعضی آدمها چه زجری میکشن که جلویِ چشمای شما

شماچه میدونین بعضی آدمها چه زجری میکشن که جلویِ چشمای شما قوی و مقتدر به نظر بیان،
چه میدونین چه دردی تو جای جایِ روح و قلبشون چه مسافتی رو پیچ میره که صورتشون خونسردی و صبوریشو هیچ وقت از دست نده،
که یهو جلویِ شما فروکش نکنن،
نریزن...
و کوبیده نشن،
چه میدونین بعضی ها چه مشقتی و تحمل میکنن که تو چشمهاتون نگاه کنن و آروم ترین لحن و نگاه و داشته باشن،
و دوست داشتنشون از سلول سلولِ بدنشون فریادِ دلتنگی بزنه،
که از ترس قضاوت ها و چشم های بد و زخمی,
بیخیال ترین آدمِ دنیا صفّت بگیرن،
شما چه میدونین چه جنگی درونشونه
و دلشون چه غوغایی برایِ زخمهایی که تا همیشه جاش تویِ قلبشون میمونه و همیشه باید موااظبِ نمکِ دست شما باشن برپاست.
دیدگاه ها (۲)

شماچه میدونین بعضی آدمها چه زجری میکشن که جلویِ چشمای شما قو...

شما چه میدونین بعضی آدمها چه زجری میکشن که جلویِ چشمای شما ق...

شما چه میدونین بعضی آدمها چه زجری میکشن که جلویِ چشمای شما ق...

شما چه میدونین بعضی آدمها چه زجری میکشن که جلویِ چشمای شما ق...

تو آینه به خودش نگاه میکرد افکار توی مغزش پیچ در پیچ تو سرش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط