{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر هرشب درونم با تو دعوا می کند

یک نفر هرشب درونم با تو دعوا می کند
عقده ی دلتنگیِ بعد از تو را وا می کند
گرچه می داند که دعوا از سر دلتنگی است..
 لعنتی دارد دلت بد با دلم تا می کند ؛
عقل من می گوید امشب بگذرم از دل، دلم
هی نمی دانم چرا امروز و فردا می کند؛
من دعا کردم که از دنیا ببندد رخت خویش
هرکسی بیخود خودش را در دلت جا می کند
یا کسی که پیش اسمت می نویسد"جان"، ببین
حکم اعدام مرا انگار، امضا می کند..
مثل یک حیوان بی ادراک هرکس پیش من،
جمع می بندد خودش را با تو ما، ما! می کند ؛
لا مروّت ها من آخر عشق اوّل بوده ام!
گرچه آن مغرور بی انصاف حاشا می کند...؛
دیدگاه ها (۴۱)

گل من اخم نکن، اخم تـو پایان من استغم تـو خاتمه ی چشمه ی بار...

من چه در وهم وجودم چه عدم، دل تنگماز عدم تا به وجود آمده ام،...

سر شارم از آن لحظه که غمخوار تو هستماز عشق تو تب کردم و بی...

‌"نازنینم عشق را نذر نگاهت کرده ام ماه را قربانی چشم سیاهت ک...

سناریو اسلیترین + بعضی گریفیندوری ها

سناریو ساسونارو 🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️فصل د...

.حاج آقای ‍ قرائتی فرمود:پدرم در سال چهل از دنیا رفت و من شش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط