{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر شارم از آن لحظه که غمخوار تو هستم

سر شارم از آن لحظه که غمخوار تو هستم
از عشق تو تب کردم و بیمار تو هستم
گویند که مغرورم و از عشق تو بی تاب
ای کاش بدانند که من یار تو هستم
من امنترین جای دلم را به تو دادم
عمریست که من محرم اسرار تو هستم
تا سایه ی تو کم نشود از سرم ای دوست
همواره در آن سایه ی دیوار تو هستم
هر چند که زیبایی تو شهره ی شهر است
سوگند به خال تو ، خریدار تو هستم
دیدار صمیمانه ی تو مایه ی فخر است
من منتظر لحظه ی دیدار تو هستم
آغوش تو داریست که قاضی به من آموخت
خوشحالم از آن حکم ، که بر دار تو هستم
دیدگاه ها (۱۹)

یک نفر هرشب درونم با تو دعوا می کند عقده ی دلتنگیِ بعد از تو...

گل من اخم نکن، اخم تـو پایان من استغم تـو خاتمه ی چشمه ی بار...

‌"نازنینم عشق را نذر نگاهت کرده ام ماه را قربانی چشم سیاهت ک...

به جان هر چه شقایق که بی تو مردابمدر این حصار پر از غم نمیبر...

و تو،طوری در من نفوذ کرده‌ای که انگار تمامِ سلول‌هایم، از هم...

آقای مظلوم خداحافظ🥀💔به امیدِ دیدار اقاسیدعلی...به امیدِ دیدا...

«کجا باید رفت؟ وقتی خودِ “مقصد” رفته است…این دل که تنگ شده، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط