{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبتون حیدری..

شبتون حیدری..

رگِ پیشانی تو تا که تَوَرم می کرد
لشگر انگار که با مرگ تکلم می کرد
دست و پا را نه فقط , راهِ نفس گم می کرد
خونها در وسط دشت تلاطم می کرد
تو سلیمانی و تختت وسط میدان است
چقدر سر ز سرِ تیغ تو سرگردان است...


یاعلی مدد
دیدگاه ها (۵)

.

میگن رییس بانک تو icu بستریه!! کارمنداشم رفتن تو گاو صندوق,

این جمعه هم گذشت و آقا نیامدی!ولی ما دست از دعا برنمیداریم, ...

آﯾﺎ ﺍﺳﻢ ﻗﺪﯾﻢ ﺷﻬﺮﺗﻮﻥ ﺭﻭ ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﺪ ؟نام قدیم برخی شهرها ....ﺍﺻﻔﻬ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

p27

#ShadowsoRegretتک پارتی در خواستی از تهیونگ و آتتهیونگ:کردی ...

وقت است تا برگ سفر بر باره بندیم / دل بر عبور از سد خار و خا...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

این دوست عزیزم بهترین فیک جهانِ شیاطین رو داره حتما صفحشو چک...

پارت: 21 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*تایلر ابروهاش رو انداخت با...

when silence became scream p8

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط