{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در اتاقی که زمانی تو درونش بودی...*

در اتاقی که زمانی تو درونش بودی...*
دودِ سیگار,مرا تشنه ی الکل می کرد*
با تو آیینه ی من چهره ی زیبایی داشت*
رفتنت...جان مرا داشت تناول می کرد*

رفتنت سخت ترین واژه ی اشعارم شد*
عشق با تیغ خودش زخم بر این تن می زد*
سوزِ سرمای زمستانیِ دستت هم بود...*
جسدم داشت خودَش را به نمردن می زد*
دیدگاه ها (۴)

باور کن، روزی هــــــــــــــزار بار میمیره، کسی که فکر میکن...

دیروز شیطان را دیدم در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود ؛ ف...

آمدی زیبا کنی دنیای من را ...حیف شد...* دورِ خود،بی من چرا ب...

میدونی رفیق تاحالا دیدی وقتی یه سگ میره زیر ماشین و زخمی می...

اعتیاد من بهت.

سناریو اوبیکاکا

{چند شاتی درخواستی }وقتی بدون ددیت رفتی بار.......‌‌‌پارت:۱د...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ روی صفحه‌ی گوشی‌ات...

مرد بی رحم

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۴بعد از ناهار، چهار امگا به سمت کلاس ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۶ چند روز از اعتراف چانگبین و جونگین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط