در اتاقی که زمانی تو درونش بودی...*
در اتاقی که زمانی تو درونش بودی...*
دودِ سیگار,مرا تشنه ی الکل می کرد*
با تو آیینه ی من چهره ی زیبایی داشت*
رفتنت...جان مرا داشت تناول می کرد*
رفتنت سخت ترین واژه ی اشعارم شد*
عشق با تیغ خودش زخم بر این تن می زد*
سوزِ سرمای زمستانیِ دستت هم بود...*
جسدم داشت خودَش را به نمردن می زد*
دودِ سیگار,مرا تشنه ی الکل می کرد*
با تو آیینه ی من چهره ی زیبایی داشت*
رفتنت...جان مرا داشت تناول می کرد*
رفتنت سخت ترین واژه ی اشعارم شد*
عشق با تیغ خودش زخم بر این تن می زد*
سوزِ سرمای زمستانیِ دستت هم بود...*
جسدم داشت خودَش را به نمردن می زد*
- ۱.۸k
- ۱۶ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط