{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز در پیرهنی که پوشیده ای خواهی مرد و بوی تنت را صابو

یک روز در پیرهنی که پوشیده ای خواهی مرد و بوی تنت را صابون ها خواهد برد و دندان ها سال ها بعد از ریختن گوشت تنت لبخند خواهد زد .

خواهران این تابستان
#بیژن_نجدی
دیدگاه ها (۱)

زندگی هیچ نمی گوید !نشانت می دهد#ریچارد_باخ

قشنگ مشخصه که ماشین مادر خانواده اس دمکنی کشیده رو فرمون😂

روز پیری پادشاهی هم نمی آید به کار زندگی، در خاکبازی های طفل...

👇 👇 سال ها پرسیدم از خود کیستم؟آتشم، شوقم، شرارم، چیستم؟دیدم...

⊰ྀུ──❥✿❊ ⃟🌸❊✿❥──⊰ྀུ⊰📚داستان کوتاه#تبسم_شفاء_دهنده:دختربچه ا...

Part 5 — No escapeفلیکس ناخودآگاه یه لبخند زد."فلیکس — دیدی؟...

عشق ما را نجات خواهدداد. زن این را گفت و سایه‌ی آبی زد. مرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط