{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اختلالی از نوع عشق پارت ششم

اختلالی از نوع عشق پارت ششم
لینو وقتی در اتاق رو باز کرد.. از خنده منفجر شد
لورانی داشت ریسه های توی اتاق رو آماده می‌کرد و کل موهاش و لباسش ریسه چسبیده بود، برف شادی کار نمیکرد و میرا کلی اون رو تکون داد تا به کار بیفته اما آخر که اومد امتحانش کنه زد تو صورت خودش، کف اتاق پر از قلب های کاغذی بود و پنبه که هنوز نچیده بودنشون، خلاصه که تولد لینو هم اینجوری سپری شد..
روز عجیبی بود نه ؟
سه نفری همه باهم نشستن و کلی سوجو خوردن آخرم میرا و لینو رفتن که تو اتاق بخوابن و لورانی هم رفت روی مبل همون اتاق خوابید، صبح شد و لینو پاشد تا بره حموم، میرا پاشد و یه لگد به لورانی زد تا لورانی بیدار شه، میرا که بعد از لگد زدن لورانی داشت میرفت، لورانی ساق پای میرا رو گرفت و کشید و میرا خورد زمین، بعد میرا یه جیغ بلند زد
میرا: شیبال سکیااااااا !!
لورانی پتو رو زد کنار و در حالی که داشت با کله می‌خورد زمین فرار کرد و رفت از اتاق بیرون، یه چند دوری دور خونه رو دنبال هم دویدن، بعد تازه متوجه نگاه های سنگین لینو شدن و عین دو تا بچه دبستانی کنار هم وایستادن طوری که انگار لینو مدیرشون بود، بعد میرا رفت لینو رو بغل کرد و خرش کرد لورانی هم خوابید رو زمین تا خرش کنه، میرا رفت تو آشپزخونه تا غذا درست کنه، لورانی هم رفت توی حیاط تا ذغال رو روشن کنه لینو هم رفت تا حولش رو در بیاره و لباس بپوشه، ولی تمام وقت فکرش پیش هان بود، لینو لباسش رو پوشید و موهاش رو خشک کرد، میرا در رو زد
میرا: لینو غذا آمادست!
لینو رفت و در رو باز کرد، رفت طبقه پایین تو سالن یه آب خورد و بعد رفت تو حیاط سر میز ناهار، وقتی که غذاشون تموم شد، یکم تا غذا هضم بشه سر میز باهم حرف زدن، بعد هر سه تاشون شروع به جمع کردن میز کردن، بعد از تموم کردن کار هاشون میرا رفت تا ظرف هارو بشوره، لینو و لورانی هم یکم فیلم دیدن و یه چرتی هم زدن، ساعت شیش غروب بود، میرا رفت بیرون و لورانی و لینو هم تصمیم گرفتن برن بیرون، لورانی توی صندوق عقب ماشین یه کارت رو پیدا کرد، روش نوشته بود بیمار اتاق 222 هان جیسونگ
لورانی: هی لینو، این تو ماشین تو چیکار میکنه ؟
لینو: ن.. نمی.. نمیدونم..
لورانی: خیل خب پس میندازمش دور
لینو: نههههه!! بدش به من
لورانی: برای چی ؟؟
لینو: شاید صاحبش رو پیدا کردم خب..
لورانی کارت رو داد به لینو و راه افتادن..
#اختلالی_از_نوع_عشق
دیدگاه ها (۰)

اختلالی از نوع عشق پارت پنجموقتی صندوق عقب ماشین رو باز کرد،...

اختلالی از نوع عشق پارت چهارمکم کم رفتن و نزدیک برادر لورانی...

وقتی قهر کرده بود…درخواستی

Chapter:1Part:61میرا با حالت پرویی گفت:نه جونگکوک هوفی از سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط