عشق من
عشق من
p2۴
صبح شده بود از درد زیر دلم بلند شدم
زیر دلم تیر میکشید یکم که گذشت به خودم امدم فهمیدم دیشب چه اتفاقی برام افتاده یهو انگار بدنم سست شد کنارمو دیدم
تو خواب بود جوری غرق خواب بود که انگار چیزی اتفاق نیوفتاده
حالم داغون بود به خودم لعنت میفرستادم از کسی که کنارم بود چندشم میشد از خودم چندشم میشد
خودمو دیدم لخت بودم بلند شدمو زود لباسامو پوشیدم
خواستم از اتاق بزنم بیرون که دلم تیر کشید درد بدی سراغم امد
ا.ت:ایییی*بلند
یهو از خواب پرید
کوک:ا.ت چیشد حالت خوبه
امد سمتم که بهم کمک کنه
ا.ت:نزدیکم نشو ازم دور بمون*گریه
کوک:ا.ت
ا.ت:بسه گفتم ازم دور بمونید*دادو گریه
کوک:ببین من متاسفم خوب من من قسط بدی نداشتم
خندم گرفته بود جوری که قهقه میزدم
ا.ت:متاسفین قسط بدی نداشتین*خنده
کوک:ا ا ا ا.ت حالت خوبههه
خنده هام تبدیل شد به گریه های بلند به حق حق های که تموم نشدنی بود
گریه هام عمون نمیدادن حرفی بزنم
ا.ت: حا حالم خوببهه من اصلا عالیم حقققق
وضعمو ببین
میخواست بیاد سمتم که تموم وسایلای میزو ریختم زمین
ا.ت: سمتم نیااا:داد
کوک:اروم باش ا.ت اروم باش
ا.ت:هقققق ازت متنفرمممم حققققق جئون جونگ کوک حققققققققق فهمیدی
از اتاق زدم بیرون رفتم اتاقی که اوایل امدنم به اینجا تو اون اتاق میموندم درو قفل کردم
یه چیزی رو قبلم سنگینی میکرد حالم داغون بود حس میکردم کثیفم حتی با حمومم درست نمیشه
درد داشتم درد بدی
من تو رویا هام چطوری تصور کردم و چطوری شد جئون لعنتی ازت متنفرمممم متنفرممممم
دوست دارم با دستای خودم بکشمت حقققققققققققققق
......................................
میدونستی با یه حمایت تموم خستگیام از بین میره خوشگله 🙈🌟
راضی بودین؟
اگه بد شد شرمنده قشنگم
🎀😊
p2۴
صبح شده بود از درد زیر دلم بلند شدم
زیر دلم تیر میکشید یکم که گذشت به خودم امدم فهمیدم دیشب چه اتفاقی برام افتاده یهو انگار بدنم سست شد کنارمو دیدم
تو خواب بود جوری غرق خواب بود که انگار چیزی اتفاق نیوفتاده
حالم داغون بود به خودم لعنت میفرستادم از کسی که کنارم بود چندشم میشد از خودم چندشم میشد
خودمو دیدم لخت بودم بلند شدمو زود لباسامو پوشیدم
خواستم از اتاق بزنم بیرون که دلم تیر کشید درد بدی سراغم امد
ا.ت:ایییی*بلند
یهو از خواب پرید
کوک:ا.ت چیشد حالت خوبه
امد سمتم که بهم کمک کنه
ا.ت:نزدیکم نشو ازم دور بمون*گریه
کوک:ا.ت
ا.ت:بسه گفتم ازم دور بمونید*دادو گریه
کوک:ببین من متاسفم خوب من من قسط بدی نداشتم
خندم گرفته بود جوری که قهقه میزدم
ا.ت:متاسفین قسط بدی نداشتین*خنده
کوک:ا ا ا ا.ت حالت خوبههه
خنده هام تبدیل شد به گریه های بلند به حق حق های که تموم نشدنی بود
گریه هام عمون نمیدادن حرفی بزنم
ا.ت: حا حالم خوببهه من اصلا عالیم حقققق
وضعمو ببین
میخواست بیاد سمتم که تموم وسایلای میزو ریختم زمین
ا.ت: سمتم نیااا:داد
کوک:اروم باش ا.ت اروم باش
ا.ت:هقققق ازت متنفرمممم حققققق جئون جونگ کوک حققققققققق فهمیدی
از اتاق زدم بیرون رفتم اتاقی که اوایل امدنم به اینجا تو اون اتاق میموندم درو قفل کردم
یه چیزی رو قبلم سنگینی میکرد حالم داغون بود حس میکردم کثیفم حتی با حمومم درست نمیشه
درد داشتم درد بدی
من تو رویا هام چطوری تصور کردم و چطوری شد جئون لعنتی ازت متنفرمممم متنفرممممم
دوست دارم با دستای خودم بکشمت حقققققققققققققق
......................................
میدونستی با یه حمایت تموم خستگیام از بین میره خوشگله 🙈🌟
راضی بودین؟
اگه بد شد شرمنده قشنگم
🎀😊
- ۵.۱k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط