یکبار خیال نوازشش به سرم زد
یکبار خیال نوازشش به سرم زد
دست آوردم جلو تا که مهمانم شود
شبنمی آرام از گلبرگ شادانش فتاد
تن من یک آن روحش را بداد
نــــه دگـــــر!!
آنچنان مســــت بویش شدهام
که همان عطــر حضورش برایم کافیست !!!
دست آوردم جلو تا که مهمانم شود
شبنمی آرام از گلبرگ شادانش فتاد
تن من یک آن روحش را بداد
نــــه دگـــــر!!
آنچنان مســــت بویش شدهام
که همان عطــر حضورش برایم کافیست !!!
- ۲۶۲
- ۳۰ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط