گناه نه؛
گناه نه؛
چاره ای نبود…
طعم سیب میداد لبانت
طاق زدم بهشت را با آغوشت
رفتنت را تماشا کردم…
بغضم را بلعیدم…
اشک در چشمانم عجب ماهرانه آخرین لحظه را
تار و مبهم به تصویر کشید !!
چاره ای نبود…
طعم سیب میداد لبانت
طاق زدم بهشت را با آغوشت
رفتنت را تماشا کردم…
بغضم را بلعیدم…
اشک در چشمانم عجب ماهرانه آخرین لحظه را
تار و مبهم به تصویر کشید !!
- ۵۲۴
- ۰۱ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط