{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل من پنجره ای رو به عبورت می خواست

دل من پنجره ای رو به عبورت می خواست
رو به تنها شدن قلب صبورت می خواست

کوچه ای را که مزین به قدم های تو بود
مست رقصیدن و احساس غرورت می خواست

من دلم آینه ای غرق نگاهت می جست
یک دل سوخته با حس حضورت می خواست

توی تاریکی سردی که مرا می سوزاند
باغی از ماه پر از شاخه ی نورت می خواست

جاده ای را که به تنهایی من ختم شود
رو به نزدیک ترین خانه ی دورت می خواست
دیدگاه ها (۸۸)

سنگ صبور من فقط دریاست دریا مانند تو مانند من تنهاست دریاهر...

‍ ‌ تمام آرزوهایم، فنا شد زیر پای دلنمی خواهم بجز یادت کسی ر...

من هستم و دوباره دلی بی قرار تواین کوچه های خسته ی چشم انتظا...

دنیایِ این روزای من هم قد تنپوشم شده اینقدر دورم از تو که دن...

گاهی گمان می‌کنی تمام شده‌ای؛ مثل هیزمی نیم‌سوخته در اجاقِ ک...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۱۳پرش زمانی به ۵ سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط