دل من پنجره ای رو به عبورت می خواست
دل من پنجره ای رو به عبورت می خواست
رو به تنها شدن قلب صبورت می خواست
کوچه ای را که مزین به قدم های تو بود
مست رقصیدن و احساس غرورت می خواست
من دلم آینه ای غرق نگاهت می جست
یک دل سوخته با حس حضورت می خواست
توی تاریکی سردی که مرا می سوزاند
باغی از ماه پر از شاخه ی نورت می خواست
جاده ای را که به تنهایی من ختم شود
رو به نزدیک ترین خانه ی دورت می خواست
رو به تنها شدن قلب صبورت می خواست
کوچه ای را که مزین به قدم های تو بود
مست رقصیدن و احساس غرورت می خواست
من دلم آینه ای غرق نگاهت می جست
یک دل سوخته با حس حضورت می خواست
توی تاریکی سردی که مرا می سوزاند
باغی از ماه پر از شاخه ی نورت می خواست
جاده ای را که به تنهایی من ختم شود
رو به نزدیک ترین خانه ی دورت می خواست
- ۹۲۶
- ۱۹ بهمن ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۸۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط