" پرواز قوها "

" پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۱۳

پرش زمانی به ۵ ساعت بعد
ویو راوی
ساعت ها گذشت و سروصدا و هیاهو جشن کم کم خوابید و مهمونا دونه به دونه رفتن و فقط تعداد کمی از مهمونا مونده بودن و مشغول حرف زدن باهم شدن . نورا و مینار و لارا هم بدون اینکه کسی بفهمه رفتن پشت بوم و توی پاتوق همیشگیشون که از بچگی اونجا رو برای خودشون نشسته بودن و باهم نوشیدنی خوردن و مست کردن

×من امشب ......تو هر آرزویی........داشته باشی .......... ( مست )

لارا اونقدر مست بود که نتونست حرفش رو ادامه بده پس نورا حرفش رو ادامه داد

+ما .....برات .....برآورده میکنیم ( مست )

مینار انگشت اشاره اشو بالا اورد و برد سمت لارا و نورا و گفت

÷ من ....من میخوام .....میخوام برقصم ( مست)

+بازمم ( مست )

÷ ارهه ( مست )

مینار از جاش بلند شد و تلو تلو خوران رفت و شروع کردن و رقصیدن ولی چون خیلی مست کرده بود نمیتونست درست برقصه

÷ نمیتونی درست برقصی ( مست _ خنده )

+ زیادی مست کردیممم ( مست )

مینار اومد جلو و دست هر دوشون رو گرفت و به سمت خودش کشید و گفت

÷ شما هم باید ......برقصین ( مست )

+وایسا دارم میوفتم

÷ بیا دیگه

هر سه باهم کلی رقصیدن ، گفتن ، خندیدن بی شک اونشب براشون بهترین شب زندگی بود
از اونطرف تهیونگ و آرتور و دنیل هر سه پشت میز نشستن و لیوان نوشیدنیشون توی دستشون بود و هر چند دقیقه جرعه ای ازش رو می‌نوشیدن

& راستی امروز سفارش های جدید اومد

!اعهه ...چه قدره قرار بود که ۳۰۰ جلد کتاب باشه

_ نه گفتن فعلا ۱۰۰ جلد اول رو میخوان ۲۰۰ جلد بعدیشم بعد از اینکه ۱۰۰ جلد اول رو تحویل دادیم ازمون میخوان

!پس کارمون زیاده

& خیلییییی.............راستی امروز صبح چند تا ماشین نظامی از جاده‌ی مرزی رد شدن .

! احتمالا مانوری چیزی بود

تهیونگ برای چند ثانیه سکوت کرد ولی بعد از چند ثانیه گفت

_ احتمالا مانور بوده ............ ببینم آرتور برای ماه عسل میخوایین چیکار کنین

! انگار خانوما برنامه ریختن همه باهم بریم جنگل لب رودخونه بساط کنیم

_ اره نورا یه چیزایی بهم میگفت در موردش

& چه عرض کنم فعلا که زندگیمون دست اینا گیر کرده

با این حرف دنیل هر سه خنده شون گرفت ولی بااومدن سارا و همسرش لوکاس به طرفشون خندشون قطع شد و از جاشون بلند شدن تا اونارو بدرقه کنن

! خیلی خوش اومدین

♡ ممنونم خیلی خوش گذشت ، آقای کیم میخواستم بگم که نورا و مینار و لارا پشت بوم هستن فعک کنم زیادی مست کردن برین پیششون بد نیست

_ ممنونم اطلاع دادین حتما ....خدانگهدار

اونا رو بدرقه کردن و رفتن پشت بوم ولی وقتی رسیدن با چیزی که دیدن هر سه کُپ کردن .................

[ کامنت نزارین با چاقو میام بالا سرتون 🤣🔪]
دیدگاه ها (۱۱)

۴۳part جونگکوک همان‌طور که نگاهش به موبایلش بود لب زد: «ساعت...

پارت ۲۱ :

وقتی دوست پسرت بود💛پارت ۳(last part)ویو کوک:بالاخره راضیش کر...

ومپایر جذاب من. پارت ۴

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 12 +بله؟∆ببخشید.. مادرتو...

پارت : ۱۶ناشناس : تو ۲ سال میری خارج و هیچ ارتباطی با تهیونگ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 73بچه ها برای اینکه ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.12ا.ت:اووو ببینش چ...

دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

(:♡رز ابی من part.3/2.اول عکسا .بخش سوم ♡~~قدم های بلندش رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط