{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این پستم درسته طولانیه ولی خواهشا بادقت بخون وهرجمله رو ت

این پستم درسته طولانیه ولی خواهشا بادقت بخون وهرجمله رو توذهنت تصوركن:

يه فلج قطع نخاعى از خواب كه بيدار بشه منتظره يكنفر بيدار بشه، سرش منت بذاره و ببرتش دستشويى و حمام و كاراى ديگه شو انجام بده.ميدونى آرزوش چيه؟ فقط يكبار ديگه خودش بتونه راه بره و كاراشو انجام بده...

يه نابينا از خواب كه بيدار ميشه، روشنايى رو نميبينه، خورشيد و نميبينه،صبح رو نميبينه.ميدونى آرزوش چيه؟ فقط يكبار فقط يكروز بتونه نزديكاش و عزيزاش و آسمون و و زندگى رو با چشماش ببينه...

يه بيمار سرطانى دلش ميخواد خوب بشه و بدون شيمى درمانى و مسكن هاى قوى زندگى كنه و درد نكشه...

يه كر و لال آرزوشه بشنوه بتونه با زبونش حرف بزنه...
يه بيمار تنفسى دلش ميخواد امروز رو بتونه بدون كپسول اكسيزن نفس بكشه...

يه معتاد در عذاب آرزوى بيست و چهار ساعت پاكى رو داره...

الآن مشكلت چيه دوست من؟

دستتو بذار رو زانوت و از تمام وجودت و نعمتايى كه خدا بهت داده استفاده كن و به روزى فكركن كه شايد همين نعمتا رو از دست بدى...

پس شكرگزارى كن و ازشون استفاده كن.

تو خيلى خيلى خيلى خوشبختى، غر نزن،ناشكرى نكن. آسونا روخودت حل كن سختاشم خدا
دیدگاه ها (۴)

به سلامتی اونی که داشت میرفت،گفتم:نمیتونی فراموشم کنی، برگشت...

زمستان بخیر......خواهان آنم که ضربان قلبت ,به لبخندهای مکرر ...

ﺑﺎﻧﻮ . . .ﺍﮔﺮ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﻧﯿﺎﻓﺘﻪ ﺍﯼﺗﺎ ﻣﻌﻨﺎﯼِ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺭﺍ ﺑﻔﻬﻤﺪ...

تبريزيم

وقتی مجبور بودی نقش معشوقه هش رو بازی کنی💚پارت ۱روایت از زبا...

پسر بد (50)

بادشکن p۱ویو میزوکی: داشتم برای خودم میرفتم که دیدم یه گوشه ...

پوچی بی انتها پارت ۲

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

اون فشاری بدبختی که داری گزارش میکنی نشون از عقده ای بودن و ...

رمان تو خود منی

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۱ویو کایلا:+جو...

پارت ۴: خرسِ هدیه و بیداری‌هایِ شبانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط