{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میبینی منو

میبینی منو؟
اصلا میبینی؟
من هنوز اینجام... پیش تو... درون خودِ خودِ تو

همه چیز روزی قشنگ بود و زیبا
حالا شده تاریک و آنکه نبیند تویی،
چشم هایی که میدزند خود را از کودکی شان، رفته رفته میمیرند بی آنکه بفهمند نیست می شوند و نابود

من هنوز دوستِ دارم...
من هنوز اینجام، منو ببین...

_ کودکِ درونِ تو!
دیدگاه ها (۱)

من با استعداد بودم. یعنی هستم؛بعضی وقت ها به دست هایم نگاه م...

هر که باشیم هر کجای دنیا زندگی کنیم،همگی جایی در اعماقمان نو...

| _بعد از ۱ سال و ۱ ماه و ۱۵ روز_ |_روز ها سپری شدند و خیلی ...

دردی در اعماق قلبش احساس می‌کرد که همچون سنگریزه‌ای در کفشش ...

خلاصه مانهوا هایی که برام باز میشن: دختره که قبلا نوچه ی خون...

خیلی دوست دارم زندگیم عمرم چرا وقتی دو روز نیستم از کنارم جم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط