{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از سال و ماه و روز

| _بعد از ۱ سال و ۱ ماه و ۱۵ روز_ |

_روز ها سپری شدند و خیلی چیز ها تغییر کردند، خیلی اتفاق ها افتاد اما اینجا... هنوز هست... هنوز وجودش احساس میشه؛ عجیب نیست؟
من تغییر کردم تو هم همینطور، خیلی چیز ها عوض شده اما اینجا... ساکت... آروم... پر از حرف هایی که توی خودش پنهان کرده، اصلا چطور میتونم چیزی که احساس نداره رو حس کنم؟
خاطره... حتما همین طوره... خاطرات هیچ وقت پاک نمیشن، خاطرات زودگذر نیستند، همیشگین،
حس میشن، حسش میکنم :)_
دیدگاه ها (۰)

میبینی منو؟ اصلا میبینی؟ من هنوز اینجام... پیش تو... درون خو...

دردی در اعماق قلبش احساس می‌کرد که همچون سنگریزه‌ای در کفشش ...

- من بلد نبودم .بلد نبودم اونقد باحال باشم کهبقیه دلشون بخوا...

معشوقه دشمن فصل دوم P⁴⁷ـــ‌هیونا‌ـــسوز تیزی به شونه های لخت...

توصیف چشمای ته نصف بیشترش جا نشد:چشم‌هایش قهوه‌ای‌اند، قهوه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط