{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست نوشته هایم را که دیدند از من پرسیدند:

دست نوشته هایم را که دیدند از من پرسیدند:
عاشقی...؟
گفتم :نه...
_ خیانت دیده ای؟
_نه...
_تنهایی؟
_ نه...نه...نه...
_ پس این عاشقانه ها چیست ؟ برای چه مینویسی؟
فقط به آنها لبخند زدم...چه میتوانستم بگویم..
من نه عاشقم ، نه تنهایم، نه خیانت دیده ام ...
فقط بعضی وقتا...
 احساس میکنم خیلی شکستم ...
دیدگاه ها (۲)

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

از کجای داستان شروع کنم :این که چگونه لبخند شدی برایمو چگونه...

★دستبند ما؟!...p²پدرم بعد مکثی لبخند زد و گفت:"پس جواب بده ع...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 150♡⁠。⁠)⁩نم...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ² | پارتـ ²🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵⁹_ کدوم شاهد؟!من که...

چند‌پارتی‌ &تهیونگ&وقتی:``توی‌ مدرسه‌ باهم‌ رقابت‌دارید‌ولی....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط