{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند‌پارتی‌ &تهیونگ&

چند‌پارتی‌ &تهیونگ&
وقتی:``توی‌ مدرسه‌ باهم‌ رقابت‌دارید‌ولی.....``

سنگینی‌ یه‌ دست‌ رو‌ روی شونم‌ حس‌ کردم‌‌ اول‌‌ فکر‌ کردم‌‌ فیزابل‌ برگشته‌ اما‌ با‌ برگردوندن‌ گردنم‌ با‌ تهیونگ‌ مواجه شدم‌...
+ما‌..‌ رقیب‌ همدیگه‌ایم‌ چرا‌ اینکارو‌ کردی‌؟
و‌ با‌ یه‌ لبخند‌ عجیب‌ جواب داد:
_معلم‌ فیزیک‌ گفت‌ جلسه‌ی بعد‌‌ امتحان میگیره گفت‌ به بقیه بگم‌

بایه‌ پوزخند‌ شیطانی‌ گفتم:
+مطمئن ‌باش‌ مثل‌ همیشه نمره‌ی کامل میبرم‌
_آنقدر‌ به خودت‌ مغرور نباش‌ که اگه‌ خرابش‌ کردی‌ زیاد‌ پیش‌ من‌‌ آبروت‌ نره‌(خنده)

خنده‌هاش‌ واقعاً جذاب‌ بود‌.‌
و‌ نمی‌تونستم اینو‌ انکار‌ کنم‌......
همینجوری که داشتیم راه‌ می‌رفتیم و‌ دستش‌ روی شونم‌ بود بهش‌ زل‌ زده‌ بودم
_هی‌ ات‌ عاشقم‌ نشو چون شانسی نداری
بازم‌ با‌ خنده‌ اینو‌ گفت‌
و‌ حرسم‌ گرفت
+کیم مطمئن باش اگه آخرین مرد‌ زمین‌ باشی بازم‌ باهات قرار‌ نمیزارم..

فلش‌بک‌ چند‌‌ روز‌ بعد

و‌ مکالمه‌ی به مدت یک‌ هفته اینجوری‌ پیش‌ رفت

بر‌گه‌ی دوم‌:

~~~ ~~~
حتماً.
خب‌‌ من‌‌از پونزده سالگی گیتار‌ کلاسیک کار‌ میکنم‌‌ و‌ این‌ هم یه‌ جورایی جزو علایقم‌ محسوب‌ میشه هم‌ اوقات فراغتم..‌
یا‌ با‌ خانوادم‌ وقت‌ میگذرونم‌ یا‌ دوستام...
علایق تو‌ شامل‌ چه‌ چیز‌هایی‌ میشه؟

~~~ ~~~

دست‌نوشته‌‌ی سوم:

*طراحی‌*
طراحی برای‌ منم‌ هم شامل‌ اوقات فراغتم‌ میشه‌هم‌ علایقم..
در‌ واقع جزوی‌ از‌ وجودمه‌ که میتونم‌ روی کاغذ‌ بیارمش‌ و‌ این‌ کار‌ خیلی‌ برام‌ لذت‌ بخشه...)


برگه‌ی چهارم‌‌:

~~~ ~~~
از‌ چه‌ گل‌هایی خوشت‌ میاد؟
~~~ ~~~

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

فالوشه؟@auvauvjhauvauvjhf

چند‌پارتی‌ &تهیونگ&وقتی:``توی‌ مدرسه‌ باهم‌ رقابت‌دارید‌ولی....

چند‌پارتی‌ &تهیونگ&وقتی:``توی‌ مدرسه‌ باهم‌ رقابت‌دارید‌ولی....

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ پـــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط