{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part 17

part 17





جونگکوک همونطور که دست آلینا رو گرفته بود وارد استودیو شدن و جیمین و تهیونگ هم دنبالشون اومدن.



جونگکوک«ما اینجا تمرین میکنیم»


آلینا یه نگاهی به فضای بزرگ استودیو که با رقص نوری که داشت رنگارنگ بنظر میرسید و تجهیزات لوکس انداخت و چشماش از ذوق برقی زدن.



& اینجا چقدر خوبه

جیمین«خوشت اومد؟»

& آره خیلی

تهیونگ«چیزه....تو پیانو دوست داری؟»

& بله......من خودمم پیانو میزنم

جونگکوک«چی؟»

جیمین«الان جدی گفتی اینو؟ یعنی همینجوری پیانو رو میزنی؟»

تهیونگ«خودت تنهایی؟»


آلینا که از این همه تعجب خجالت کشیده بود دستاشو از خجالت پشتش گره کرد.


& آ... آره....اما در اون حدم خوب نمیزنم یعنی هنوز نمیتونم خیلی خوب بزنم

تهیونگ«اما بازم میزنی»

&اوهم

جونگکوک«کلاس میری؟»


آلینا دستشو از پشت در آورد و دوتا انگشت هاشو باز کرد.


&اوهم...دوساله

تهیونگ«اووو الان میتونی اینو بزنی؟»


‌تهیونگ به پیانو گوشه اتاق اشاره کرد،جیمین که حواسش بیشتر به حال جسمیش بود گفت:



جیمین«البته که هنوز یکم زوده حالت بهتر نشده بزاریم هر وقت کامل خوب شدی»

تهیونگ« آخ اره یادم نبود ببخشید»

&اشکالی نداره

جونگکوک«ولی من خیلی کنجکاوم بدونم چطوری میزنی»




ادامه دارد...
دیدگاه ها (۵)

part 1۶آلینا یکم با تردید به دست جونگکوک نگاه کرد و بعد گفت:...

part 15& باشه آلینا که از لحن جین و مهربونیش خوشش اومده بود ...

p28ویو یک هفته بعد: نور صبح از پنجره‌های بزرگ عمارت داخل اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط