{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی چیزی مرا رنج می داد،

وقتی چیزی مرا رنج می داد،
در مورد آن با هیچ کس حرفی نمی زدم.
خودم در موردش فکر می کردم، به نتیجه می رسیدم و به تنهایی عمل می کردم.
نه اینکه واقعا احساس تنهایی بکنم...
بلکه فکر می کردم که انسان ها،
در آخر، باید خودشان، خودشان را نجات دهند...
دیدگاه ها (۱)

من به صدای پای رفتن آدمها عادت دارمفقط مجبور می شوم دوباره ب...

byeman raftam omidvaram movafagh bashid

وقتی چیزی من را رنج میداد، در مورد آن با هیچ کسی حرف نمی‌زدم...

عاشقانه های شبنم

من برای نجات خودم👤به هر چیزی چنگ زدم..💘به آدم ها🧔🧕به دنیا🌏به...

مینویسم...این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می...

سلام چخبراااا رگتا دیو هم ساختمممم

☕ مثل چای!خود شما وقتی یک چای تلخ مقابلتان  می‌گذارند چه می‌...

- مقدمه -واقعاً فکر می‌کنی می‌تونی از زندگی من سر دربیاری؟را...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

پزشکیان امروز ۱۷ مرداد:‌در زمان رهبر شهیدمان، اگر من احساس م...

My idol

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط