{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی را دوست دارم

یکی را دوست دارم

ولی افسوس او هرگز نمیداند

نگاهش میکنم شاید

بخواند از نگاه من

که او را دوست می دارم

ولی افسوس او هرگز نمیداند

به برگ گل نوشتم من

تو را دوست می دارم

ولی افسوس او گل را

به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند

به مهتاب گفتم ای مهتاب!

سر راهت به کوی او

سلام من رسان و گو

تو را من دوست می دارم

ولی افسوس چون مهتاب به روی بسترش لغزید

یکی ابر سیه آمد که روی ماه تابان را بپوشانید

صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت

بگو از من به دلدارم تو را من دوست می دارم

ولی افسوس و صد افسوس

ز ابر تیره برقی جست

که قاصد را میان ره بسوزانید

کنون وامانده از هر جا

دگر با خود کنم نجوا

یکی را دوست می دارم

ولی افسوس… او هرگز نمیداند


#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۲۳)

خدایییی دمش گرم خدا قوت پهلووووووون همه رو هم مردود شده خخخ،...

~^O^~

..

نی نی رو نیگاه خخخشب بخیر #gn

part.12.*می خواستم با جونگ کوک حرف بزنم به همین خاطر پشت سرش...

پارت ۲

🍓 ‌ ‌ :: ‌ ‌ میدونی اینکه عافی واقعا قلبم میشکنه چرا چون یکی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط