از غم دوست در این میڪده فریاد ڪشم دادرس نیست ڪہ در هجر رُخش داد ڪشمداد و بیداد ڪہ در محفل ما، رندے نیست ڪہ بَرش شڪوه برم ، داد ز بیداد ڪشم