ایزتسو ب این بدبختی

ایزتسو ب این بدبختی
پارت ۱
سناریو های طنز پیشنهاد یکی از بچه ها امیدوارم خوشتون بیاد


ایزتسو همیشه دوست داشت ب گنیا نزدیک بشه و باهاش دوست بشه اما ب خاطر اینکه ایزتسو هنوز ی اهریمن بود گنیا ازش خوشش نمیومد و همیشه ایزتسو رو اذیت میکرد اما ایزتسو همچنان سعی داشت ک ب گنیا نزدیک بشه . اما ی روز از رفتار های گنیا خسته شد و دیگه سمتش نرفت .

موقعیت : * ایزتسو در حال ریدن در تولت *

《 ایزتسو داشت توی دستشویی اواز میخوند 》

ایزتسو : تو را از بین صدا ها گوه جدا کردممم . . . عشقت را تو سینه حبس کردممم . . . خنگ مننن . . . خنگ مننن . . .

ک سانمی میاد و در دستشویی رو میزنه .

سانمی : کسی اینجاست ؟ میشه بیای بیرو

ایزتسو فکر کرد ک گنیا پشت در دستشوی ایستاده و دوباره میخواد اذیتش کنه .

ایزتسو : بازم تویی کصافت ریدم تو اون قیافت با اینکه دوستم بودی خیلی کصافت بودی .

سانمی زیر لب : تو الان چی گفتی تو فقط از دستشویی بیا بیرون ریز ریزت میکنم . . . ب من میگی کصافت ، ریدن تو قیافت . . .

ایزتسو : اییی . . . داد اینکه برادرشه حالا چ گوهی بخورم . . .

ایزتسو دور و برش رو نگاه میکنه و چشمش ب پنجره ی دستشویی میخوره . ایزتسو اروم بلند میشه و از پنجره فرار میکنه .
سانمی از خدا بیخبر حدود ده دقیقه پشت در دستشویی منتظر موند .

سانمی با فریاد : پس چی شد این دستشویی کردن . . .

سانمی ی لگد محکم ب در دستشویی میزنه و در دستشویی رو میشکونه .

سانمی : هااا . . . کسی اینجا نیست ‌. . . ول کن اول برم دستشویی بعد میرم دنبال اون ایزتسوی در ب در شده میگردم .

ایزتسو داشت فرار میکرد ک ب گیومی رسید . ایزتسو میدوعه و جلوی گیومی زانو میزنه .

ایزتسو : استااااد . . .

گیومی : وای خدای من . . . نامو امیدا بوتسو . . .

ایزتسو : سانمی میخواد منو بکشه خواهش میکنم بزارید توی لباستون قایم بشم قول میدم شاگرد خوبی براتون باشم فقط نزارین این منو بکشه .

گیومی : باشه .

ایزتسو مثل ی شپشک میره و زیر لباس های گیومی ب کمرش میچسبه .
یکم بعد سانمی میاد .

سانمی : میگم گیومی تو ی بچه با چشما و لباس های ابی این دور و برا ندیدی . . . ؟

گیومی : چرا دیدم .

ایزتسو توی ذهنش : ای وای بدبخت شدم .

سانمی : خب کجا رفت . . . ؟

گیومی : خب اسکل مگه نمی بینی من کورم پس از کجا ی بچه با این مشخصاتی رو ک میگی دیدم .

سانمی : پس چطور هاشیرا شدی . . . ؟

گیومی تو ذهنش : اوخخخ . . ‌. زد تو هدف . . .

ادامه دارد
دیدگاه ها (۱)

درخواستی از کوکوشیبوا/ت داشت ب کوکوشیبو زنگ میزد اما گوشی کو...

پروف کوکوشیبو

دوس ندارین نخونین الکی هم گزارش نکنین .سناریو هنتای از ایزتس...

دو ستاره در شبپارت ۵تسوموگی وقتی بیدار میشود میبیند ک پرده ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط