یاسمین

یاسمین....
خیلی شبیمه دیقن وختی میبینمش یاد خودم‌میوفتم.
با بزرگترا ی طوری با کوچیکترا ی طور دیگه و حتی با پسرای کلاس طور خاصی(لپ پسرارو میکشه و میگ حالت چطورههههه)!
تو شیفت بعد از ظهر بود ب خاطر شرایط مامانش گف بیاد شیفت صب، موقع رفتن ب کلاس دو دل بود بگم ک خانوم نَ.نَ ک ی معلم کاملن صبوره واقن کم نمیزاش برا بچ ها خلاصه اومدو این یاسمین ما با کلاس خو گرف.
صبا ک میاد مدرسه انقدر شادو پر انرژیه صبا من جون میگیرم 💖
این شکلاتم صب داد بم ک با چاییت بخور عشق کردم من😍🍬
صبم رفته بود سرویس بهداشتی نگو در بسته شده گیر کرده بود اونجا هی درو میکوبیده ک یهو من رفتم خودش یهو بازش کرد پرسیدم گف در بسته شده بود گفتم ترسیدی گف ن ولی قیافش ی حرف دیگ میزد
گف اگرم نمیفمیدین اینجام اگ میدیدین نیستم دنبالم میگشتین.
شاید ی روز قسمت شد از حرف زدنشم براتون فیلم بگیرم 🙂
این حرفا الکی بود ک فقط میخاستم بگم کل مدرسه برام ی طرف یاسمینو سِلین ی طرف دیگ واقن🐾
دیدگاه ها (۰)

از پنجره به پیاده‌رویِ مملو از جمعیّت نگاه کرد. گفت: می‌بینی...

جمشید هیچ قرص خوابی روش اثر نداشتفقط هوا که تاریک می‌شد یه ص...

من زخم های بی‌نظیری به تن دارم اما تو مهربان ترینشان بودی ،ع...

‏کاش مثلا آدم وقتی یکیو خیلی دوست داره برای ابراز حجم زیاد ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط