{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از پنجره به پیاده‌رویِ مملو از جمعیّت نگاه کرد.

از پنجره به پیاده‌رویِ مملو از جمعیّت نگاه کرد.
گفت: می‌بینی؟ لباس‌هایی هستند که راه می‌روند،
دروغ می‌گویند، عاشق می‌شوند، می‌میرند...
کمتر لباسی آن بیرون است که درونش "انسان" وجود داشته باشد.
به‌ راستی که این دنیا یک رختکنِ بزرگ است.
دیدگاه ها (۰)

جمشید هیچ قرص خوابی روش اثر نداشتفقط هوا که تاریک می‌شد یه ص...

دستام رو روی سرم میذارم و چشمامو میبندم. بدترین و منفورترین ...

یاسمین....خیلی شبیمه دیقن وختی میبینمش یاد خودم‌میوفتم.با بز...

من زخم های بی‌نظیری به تن دارم اما تو مهربان ترینشان بودی ،ع...

🚩 دریایی از انسان؛ اعتراف سنگین مجری سابق سی‌ان‌ان به سیل خر...

🚦پاسخ قاطع شهبازی به دستیار پزشکیان جناب ربیعی🚫 آقای ربیعی گ...

🚦پاسخ قاطع شهبازی به دستیار پزشکیان جناب ربیعی🚫 آقای ربیعی گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط