بی هیچ نام می آیی

بی هیچ نام می آیی

اما تمام نام های جهان با تـــوست



وقت غروب

نامت دلتنگی ست



وقتی شبانه ،

چون روحی عریان می آیی

نام تو وسوسه است



زیر درخت سیب

نامت حواست



و چون

به ناگزیر با اولین نفس

که سحر می زند ، می گریزی ؛

نام گریزناکت رویاست !





حسین منزوی 
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه مینوازم با بغــض و اشــکرو به بیکـــران نبــودت، غــ...

#آدمهاهمیشه #خوب را براے یافتن خوب تر رها مےک...

باید با من حرف می زدی ...باید با من حرف می زدیمن محتاج یک جم...

شنبه با تصمیم دوباره ...برای فراموش کردنت آغاز میشود ...تمام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط