شنبه با تصمیم دوباره

شنبه با تصمیم دوباره ...

برای فراموش کردنت آغاز میشود ...

تمام یکشنبه را مصمم و مغرور ...

به تو فکر نمی کنم ...

دوشنبه را صدای پای خاطره ای دور ...

ملتهب می کند ...

صبح سه شنبه چشم هایم ...

با یک عالمه دلگیری باز می شود ...

چهارشنبه هیچ کدام از کارها ...

خوب پیش نمیرود ...

عصر پنجشنبه خالی و الکی خوش میگذرد ...

و غروب جمعه را بغض نبودنت تکمیل می کند...

میدانم شب که از راه برسد ...

باز شنبه را برای فراموش کردنت بهانه خواهم کرد...

هیچ میدانی تو مالک هفته ها شده ای...؟!

ای کاش آن شنبه ای که ...

قول به فراموشی ات داده ام ...

فـــردا باشـــد...
دیدگاه ها (۲)

باید با من حرف می زدی ...باید با من حرف می زدیمن محتاج یک جم...

بی هیچ نام می آییاما تمام نام های جهان با تـــوست وقت غروبنا...

lشب عشاق ز روز دگران در پیش استمرگ این طایفه، بسیار، ز جان د...

داشتم برگه های دانشجوهامو صحیح میکردم....یکی از برگه های خال...

میخواهم در دنیای آرامش غیر درکی خودم غرق بشوم ،چشمانم را ببن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط