{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دزدی از نردبان خانه ای بالا می رفت. از شیار پنجره شـنید

دزدی از نردبان خانه ای بالا می رفت. از شیار پنجره شـنید
که کودکی می پرسد:«خدا کجاست؟» و صدای مادرانه ای پاسـخ
می دهد:«خدا در جنگل است ، عزیزم». کودک مـی پرسـید:«چـه
کار میکند؟» مادر می گفت:«دارد نردبـان مـی سـازد.» دزد
از نردبان خانه پایین آمد و در سیاهی شب گم شد.
سالها بعد دزدی از نردبان خانـه حکیمـی بـالا مـی رفـت. از
شیار پنجره شنید که کودکی می پرسد:«خدا چـرا نردبـان مـی
سازد؟» حکیم از پنجره به بیرون نگاه آرد، به نردبـانی که
سالها پیش، از آن پایین آمده بود، و رو به کودک گفت:«بـرای
آنکـه عـده ای را از آن پـایین بیـاورد و عـده ای را بـالا
ببرد.»
دیدگاه ها (۱)

معجزات مقارن ولادت حضرت محمد رسول الله (ص)

🌾🌴🌻 معجزات مقارن ولادت حضرت:از #امام_صادق علیه‌السّلام که ام...

📖 یک درس آموز (و غافلگیرکننده!)موتور شخصی دزدیده شد، اما فرد...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۲: سکوتِ سردِ پاریسهواپیمای اختص...

داستان زیبای توسل فرزند برای آزادی پدر (رهبر شهید)!

➖تشرّف حسن بن وَجناء خدمت حضرت وليعصر در غیبت صغری📜مرحوم صدو...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

debt (part 1)

بعضی از علائم آخرالزمان و نزدیکی ظهور امام زمان عجل اللهشکم،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط