{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

### **ستاره‌های دو قلب**

### **ستاره‌های دو قلب**
### **Part 30 اخرین Part

**از زبون دامیان:**
روز بزرگ، حلقه دست آنیا: "برای همیشه با تو." بوسه زیر ستاره‌ها، همه تشویق کردن و گفتند این ستاره دو قلب من واقعا فکرشو نمی کردم که اینجوری بشه
فردا شب در تالار

**از زبون آنیا:**
"دامیان، عشق واقعیم!" ستاره‌ها جمع شد، آرزوهام برآورده و من مطمئنم کنار دامیان یک زندگی خوب و عالی خواهم داشت ما وقتی به تالار اومدیم موزیک بخش شد و بکی داد زد عروس و داماد اومدن و بقیه کل زدن و شادی کردن من به دامیان گفتم: دامیان دامیان:جونم میگم
آنیا:میگم یک قولی به آنیا بده
دامیان: چه قولی؟
آنیا: این که هیچ وقت آنیا رو ول نکنی
دامیان: چشم قول میدم
و دامیان منو بغل کرد و دست هاشو دورم حلقه کرد.

**از زبون دیمین:**
ایمان و امیل نگهبان عروسی، ملیندا گریه شادی. دونووان نطق: "اتحاد ابدی." لوئد، یور، یوری، بکی رقصیدن. آقای هندرسون مدال داد همه ی ما منتظر عروسی ی آن ها بودیم و خوشبختی شون.

**از زبون ملیندا:**
عروسی رویایی، با یور کیک بریدم. همه خانواده شدیم، خاطره‌های شیرین ساختیم. دامیان و آنیا ستاره‌های ما، عشقشون جهان رو تغییر داد و به یک جهان دیگه به وجود اومد.

**از زبون دونووان:**
پیروزی کامل، دشمنا رفته. آینده روشن با این اتحاد. افتخار میکنم به نسل جدید واقعا برای این نسل ارزوی خوشبختی میکنم.

**از زبون نویسنده:**
عشق دو قلب، ستاره‌ها رو فتح کرد. پایان خوش ابدی و خوشبختی آن ها و بچه دار شدن و خوشبخت ما از این رمان یاد گرفتیم که هر چالشی داشته باشیم و اگه واقعا عاشق هم باشیم مطمئنم عشق برنده میشه! 🌟💍

.. پایان این رمان بچه ها بهم بگین دوست دارین دوباره رمان بنویسم یا نه؟
دیدگاه ها (۴)

منو دامیانم 💕

700تایی شدنمون مبارک مرسی گل های من که حمایت میکنین خیلی دوس...

### **ستاره‌های دو قلب** ### **Part 29 **از زبون دامیان:** ...

### **ستاره‌های دو قلب** ### **Part 28 **از زبون دامیان:** ...

ستاره‌های دو قلب Part 16: **از زبون دامیان:** *شب مهمانی، ...

### **ستاره‌های دو قلب** ### **Part 22: **از زبون دامیان:*...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط