{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکم کردم "دل"، ولیکن اول بازی بُرید

حکم کردم "دل"، ولیکن اول بازی بُرید
دل بدستش داده بودم پس چرا دل می‌برید؟

نوبتی دیگر گذشت و نوبت من باز شد
شک و تردید صدور "حکم" هم آغاز شد

چشم در چشم حریف و دیگری بر دست یار
بر زمین انداختم "سرباز دل" را بی‌قرار!

اشتباهی کرده بودم "آس دل" دستش نبود!
هیچ خالی مثل خال هندوی مستش نبود

"شاه" داشت اما حریفم "بی بی دل" را ربود
برگ های بی‌ثمر از دست من افتاده بود

بعد از آن بازی نگشتم من دگر گرد قمار
نه گذر کردم از آن کوچه، نه آن شهر و دیار

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

رد شدی از وسط کوچه و از گوشهٔ دردیدم انگار تو هستی و شدم زیر...

گاه می‌خواهم بگویم دوستت دارم، ولیاین حواس مادرم بیش از " فت...

باد با عطر تنش شانه به مویت زد و رفتماه با دیدن تو خنده به ر...

این غزل شور تمنای تو دارد... به کنارقصد بالیدن رویای تو دارد...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "5" "ویو جئون آنجلینا" صد...

سفیر کبیر Grand Ambassador

🍊💛سناریو ساسونارو💙🫐꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚ ✰🂽𝇁𐙚𓆩𓆪१९...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط