پارت
پارت5
اما یچیزی برام سواله ممکنه اون دو مهمون کوک وتهیونگ باشن
نمیدونم هنوز مشخص نیست
+تو اینه از سرتا به خودم نگاه کردم
+خوبه همه چی عالیه ات همه چی روبراهه
از اتاقم خارج شدم از پله ها هم اروم واهسته پایین اومدم
جوری که کاملا ریلکس بودم اما با دیدن اون دوفردی که همراه ملیسا رو کاناپه نشسته بودن
بقضم گرفتت اونا کوک وتهیونگ بودن
به من نیم نگاهی انداختن پس متوجه حضورم شدن نکنه اومدن که ازم معذرت خواهی کنن
+مجبوربودم برم پیششون بهشون سلامی کردم
+سلام
جونگکوک بلند شده بود که بغلم کنه اما پسش زدم
_ات من بابت دیشب معذرت میخوام (با بقضی که سعی در پنهانش هست )
+جدی الان انتظار داری ببخشمت
×ات خواهری درسته ما هردومون اشتباه کردیم واقعا از ته دل معذرت میخوام
+بنظرتون معذرت خواهی شما کاری که دیشب انجام دادید رو جبران میکنهه جونگکوک تو دیشب روم دست بلند کردی وتو تهیونگ چیزی نگفتی
&ات
+هیچی نگو ملیسا لطفااا
+هیچ میدونید چقدر حالم بد بود تازه یادتون افتاد که ات هم وجود داره
×خواهری[ بابقض ]
+خفه
_عشقم حداقل بخاطر لیان(بچه ی کوک وات ) مارو ببخش
کسایی که میدونن لیان کیه عشق خودمههه 😌بگذریم
+باشه
×جدی
+اوهوم
_اما خیلی سردی
+مشکلی داری؟
×_اممم
&نه ات جان چه مشکلی میتونن داشته باشن
راستی بچه ها یادتون که نرفته فردا پارتی هست
+جدی به چه مناسبتی
_خودت بعدا میفهمی
&خب ات نظرت چیه دیگه بری خونه ی خونت و از نو شروع کنی هوممم
+اره راس میگی ببخشید که مزاحمت شدم ملیسا جونم
&این چه حرفیهه
×رفتم بوسه ای بر سر ات زدم خب خواهرم دیگه وقتشه که بری خونه خودت
+اره
از ملیسا خداحافظی کردم وهمراه کوک به خونمون رفتم خیلی دلم واسه ی لیان تنگ شده بود
تهیونگ هم رفت خونه خودش
نکته کوک وات تاکسی گرفتن چون اگه یادتون باشه با ماشین تهیونگ اومده بودن
+توراه بودیم که جونگکوک گفت.....
اما یچیزی برام سواله ممکنه اون دو مهمون کوک وتهیونگ باشن
نمیدونم هنوز مشخص نیست
+تو اینه از سرتا به خودم نگاه کردم
+خوبه همه چی عالیه ات همه چی روبراهه
از اتاقم خارج شدم از پله ها هم اروم واهسته پایین اومدم
جوری که کاملا ریلکس بودم اما با دیدن اون دوفردی که همراه ملیسا رو کاناپه نشسته بودن
بقضم گرفتت اونا کوک وتهیونگ بودن
به من نیم نگاهی انداختن پس متوجه حضورم شدن نکنه اومدن که ازم معذرت خواهی کنن
+مجبوربودم برم پیششون بهشون سلامی کردم
+سلام
جونگکوک بلند شده بود که بغلم کنه اما پسش زدم
_ات من بابت دیشب معذرت میخوام (با بقضی که سعی در پنهانش هست )
+جدی الان انتظار داری ببخشمت
×ات خواهری درسته ما هردومون اشتباه کردیم واقعا از ته دل معذرت میخوام
+بنظرتون معذرت خواهی شما کاری که دیشب انجام دادید رو جبران میکنهه جونگکوک تو دیشب روم دست بلند کردی وتو تهیونگ چیزی نگفتی
&ات
+هیچی نگو ملیسا لطفااا
+هیچ میدونید چقدر حالم بد بود تازه یادتون افتاد که ات هم وجود داره
×خواهری[ بابقض ]
+خفه
_عشقم حداقل بخاطر لیان(بچه ی کوک وات ) مارو ببخش
کسایی که میدونن لیان کیه عشق خودمههه 😌بگذریم
+باشه
×جدی
+اوهوم
_اما خیلی سردی
+مشکلی داری؟
×_اممم
&نه ات جان چه مشکلی میتونن داشته باشن
راستی بچه ها یادتون که نرفته فردا پارتی هست
+جدی به چه مناسبتی
_خودت بعدا میفهمی
&خب ات نظرت چیه دیگه بری خونه ی خونت و از نو شروع کنی هوممم
+اره راس میگی ببخشید که مزاحمت شدم ملیسا جونم
&این چه حرفیهه
×رفتم بوسه ای بر سر ات زدم خب خواهرم دیگه وقتشه که بری خونه خودت
+اره
از ملیسا خداحافظی کردم وهمراه کوک به خونمون رفتم خیلی دلم واسه ی لیان تنگ شده بود
تهیونگ هم رفت خونه خودش
نکته کوک وات تاکسی گرفتن چون اگه یادتون باشه با ماشین تهیونگ اومده بودن
+توراه بودیم که جونگکوک گفت.....
- ۸.۶k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط