{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از قافله جا ماندم

از قافله جا ماندم

تا هم قدمت باشم....

تا در طبق تقسیم

راضی به ‌کمت باشم....


((علیرضا آذر))
دیدگاه ها (۱)

زندگی سرد بود اما عشقمی توانست کارگر باشد!می توان قطب را جهن...

کاسه شعر ِمن از دست تو افتادو شکست ...!عـــاشقان ، فرصتِ خوب...

من طاقت یعقوب ندارمبغلم کن((علیرضا آذر))

بعد ِ مرگم همه‌ی قافیه‌ها سقط شدندجوهر ِ باکره‌ی حامله از پا...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³³(نایون+...

#تجربه_من ۱۳۴۸#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری #تحصیل #اشتغال ...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁸(نایون+)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط