{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد ِ مرگم همه‌ی قافیه‌ها سقط شدند

بعد ِ مرگم همه‌ی قافیه‌ها سقط شدند

جوهر ِ باکره‌ی حامله از پا افتاد!

دختر نارس این شعر به کاغذ نرسید

نطفه‌ای در غزلی بسته شد اما... افتاد


((علیرضا آذر))
دیدگاه ها (۱)

من طاقت یعقوب ندارمبغلم کن((علیرضا آذر))

از قافله جا ماندمتا هم قدمت باشم....تا در طبق تقسیمراضی به ‌...

اگرچه بهار از نگاهت پُرهجهان با تو زیباتره عشقِ منبه فکرِ شب...

حالا خورشید روبرومه، دیگه فصل سایه مُردهجاده ها دیگه تمومن، ...

رورا و چیکیتا

بقیشساسکه پشت میز تحریرش نشسته بود.میزی از چوب بلوط اعلا و ح...

“Love’s light in vengeance’s dark.”⟩›۰۰𝕭𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝕷𝖔𝖛𝖊...ᎮᏗᏒᏖ..⁵...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط