{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات و شوتو پارت

ا~ت و شوتو پارت ۳۷
_بروید.
شوتو ا~ت را روی شانه اش میگذارد.
_پسرم بیایید.
چندین ثانیه بعد......
ایزاوا در را باز میکند.
_کسی اینجا نیست زود باشید.
_پسرم زود......
سایه ی کسی پشت شوتو دیده میشود. او یک ادم هیکلی با قدی بسیار بلند بود.
انگار او میخواست داد بزند.
که یکدفعه دور او یخ زد.
_عوف بخیر گذشت پدر زود باش باید هر چه سریعتر از این مکان برویم.
ایزاوا درون ماشین مینشیند ، کلید ماشین را از جیب سمت راستش در میاورد و ماشین را روشن میکند.
_اندوار در صندلی کنار راننده(ایزاوا) نشسته است.
شونو در عقب ماشین را باز میکند ، ا~ت را از شانه اش میگذارد زمین
_ا~ت برو داخل ماشین بنشین
_باشه.......
ا~ت سرش را پایین می اورد و مینشیند. شوتو هنگامی که ا~ت میخواست بنشیند دستش را بالای سرش گذاشته بود.
شوتو هم در ماشین مینشیند و در ماشین را میبندد. طوری که صدای بسته شدن در نمیاید.
_تویا الان ما باید به کجا برویم؟
_ایزاوا بهترین مکان در این شرایط خانه ی کلبی در جنگل است ، من یکی را هنگامی که شما داخل ساختمان رفتید گرفته ام شما حرکت کنید من میگویم که به کجا بروید.


خب خب دیگه خیلی زود رسوندید الان ۱۵ تا لایک و ۳ تا کامنت و یه سوال دیگه
بنظرتون کی میمیره؟
دیدگاه ها (۱۵)

۳۰۰ تایی شدم پشمامممنون نننننن از همتون برگام ریخته عهههه حا...

ا~ت و شوتو پارت ۳۸چندین ساعت بعد..... _ میگویم چرا برای نجات...

ا~ت و شوتو پارت ۳۶_شوتو از تو خواهش .......... _ا~ت پسر من ا...

ا~ت و شوتو پارت ۳۵۱۰ دقیقه بعد اندوار « تویا ما الان درست جل...

ا~ت و شوتو پارت ۳۹_هاهاهاهاهاها ............فرار!؟ چگونه میخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط