{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات ویو

ات ویو
ترسیدم و دویدم بیرون ولی دیدم صدایی نیومد رفتم داخل مرده رو زمین افتاده بود و یه داشت از پهلوش خون میومد رفتم کنارش نشستم هنوز قلبش میزد پس سریع به آمبولانس زنگ زدم رفتم پایین دیدم
همه رفته بودن و چند تا جنازه هم روی زمین بود
رفتم بالا پیشش از شونه هاش گرفتم و تا طبقه پایین کشیدمش وقتی رسیدم پایین گفتم اگه بیان و این جنازه هارو ببینن حتما دست گیرمون میکنن پس انداختمش رو کولم و از خونه اومدم بیرون و سفتن جلوی کوچه بعدی وایستادم که امبولانس اومد ...

توی بیمارستان
دکتر : باید رد زخمش رو عمل کنیم
+ عمل کنید
دکتر : برای عمل به رضایت یکی از اشناهاش داریم شما ایشون رو میشناسید
+ نه همین جوری زخمی پیداش کردم
دکتر : یه لحظه وایستا

دکتر رفت پیش پرستار و بهش گفت که یکی از اشناهاش رو شناسایی کنه پرستار هم یه شماره داد که برای جین بود باهاش تماس گرفتن و بعد ۵ دقیقه رسید

دکتر : خب اقا لطفاً اینجا رو امضا کنید
جین : چشم

بعد از اینکه جین امضا کرد و تهیونگ رفت داخل اتاق عمل جین بلافاصله رفت و گلوی ی ات رو گرفت

جین : تو باهاش اینکارو کردی ( داد )
+ : نه... من... هیچ ... ( در حال خفه شدن )
جین : پس کی اینکارو کرده ( داد)
ات چند بار زد به شونه ی جین و جین به خودش اومد گلوی ات رو ول کرد

جین : ببخشید
+: عیبی ... نداره ( نفس زنان )
دوتاشون نشستن و سکوت بیتشون بر قرار شد
۳۵ دقیقه بعد
دکتر از اتاق عمل اومد بیرون ...
دیدگاه ها (۱)

من ✋🏻 :

وااااای

هه 💔😃

من اگه مامان بشم : ☺️😃

^رُمــــآنـــــ^ | [نــِفــرتـــ وَ عِــشــقـــ] ...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 37چند ساعتی پشت اتاق عمل وایستاده بود...

^رُمــــآنـــــ^ | [نــِفــرتـــ وَ عِــشــقـــ] ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط