{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک رنگ های درد

فیک رنگ های درد
پارت ²⁶

تهیونگ:خب حالا که تا اینجا کشوندمت بزار حقیقت و بهت بگم من هیچ خانواده ای ندارم چون همشون و خودم کشتم ته هوان بیماری نداشت من خودم کشتمش پدرومادرم رو هم خودم کشتم و اصلا بخاطرشون ناراحت نیستم

ا.ت:میخوای منم مثل اونا ب..بکشی؟[ترس]

تهیونگ:نه اصلا چون من عاشقت شدم

ا.ت:چ..چی عاشقم شدی


تهیونگ :آره عاشقت شدم

ا.ت:پس چرا من و آوردی اینجا داری اینارو برام تعریف میکنی و میخوای من و بکشی [بغض]

تهیونگ: او گریه نکن موش کوچولو من نمیخوام بلایی سرت بیارم چون عاشقتم

ا.ت:پس چی[بغض]

تهیونگ:چون عاشقتم میخوام به روش دیگه ای اذیتت کنم

ا.ت:چه روشی؟

تهیونگ:میخوای بدونی

ا.ت:اوهوم[آروم و ترسیده]

تهیونگ:باشه

تهیونگ ا.ت رو براید استایل بغل کرد از پله ها بالا رفت تا به یه اتاق رسید در اتاق و باز کرد داخل اتاق یه تخت بود که روش گلبرگ ریخته شده بود و بایه چراغ کم نور تهیونگ ا.ت و رو تخت پرت کرد و درو قفل کرد.
که ا.ت از رو تخت پاشد و نزدیک تهیونگ شد و گفت
ا.ت:دا..داری چیکارمیکنی ..درو باز کن [ترس]

تهیونگ:بهتره بزاری کاری که میخوام و انجام بدم

ا.ت:چی..چیکار
تهیونگ بی اهمیت به حرف ا.ت به سمت ا.ت حرکت می‌کرد و ا.ت عقب عقب میرفت تا اینکه خورد به دیوار تهیونگ خیلی نزدیک ا.ت شد و محکم لباش و کوبوند به لبای ا.ت و محکم مک می‌زد طوری که ا.ت طعم خون رو داخل دهنش حس کرد.

پارت بعد اسماته کسایی که جنبه ندارن نخونن
شرایط برای پارت بعد
لایک:۱۵
کامنت:۵


#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#اسمات
دیدگاه ها (۹)

فیک رنگ های درد پارت ²⁷ا.ت داشت بادستش به سینه تهیونگ می‌زد ...

فیک رنگ های درد پارت ²⁸تهیونگ:وای بیب آه خیلی تنگی تهونگ این...

فیک رنگ های درد پارت ²⁵ا.ت صدای قدم های یکی رو از پشت سرش شن...

فیک رنگ های درد پارت ²⁴ا.ت یه لحظه به خودش اومد و با خودش گف...

حساسیت من پارت ۳

تکپارتی اسمات از تهیونگ و جونگکوک و ا،ت ا،ت ویوسلام من ا،تم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط