{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک رنگ های درد

فیک رنگ های درد
پارت ²⁴

ا.ت یه لحظه به خودش اومد و با خودش گفت من دارم چیکار میکنم؟چرا به اینجا اومدم؟که در همین لحظه یه پیامی رو گوشیش ظاهر شد:
پیام:از ماشینت پیاده شو و به سمت جلو قدم بزن تا به یه عمارت برسی و بعد بیا داخل
پیام از طرف همون فرد ناشناس بود.
پس ا.ت متوجه شد که یکی داره میبینتش اما اون یه نفر کی بود؟
ا.ت که دیگه چاره ای نداشت از ماشينش پیاده شد و به سمت اون عمارت رفت وقتی وارد داخل حیاط اون عمارت شد در پشت سرش بسته شد و دوباره یه پیام دیگه دریافت کرد
پیام:بیا داخل عمارت
ا.ت رفت و در داخلی عمارت و باز کرد و واردش شد عمارت خیلی مرتب و عجیب بود سالن اون عمارت قرمز بود ولی نه هر قرمزی یه قرمزی که عین خون خشک شده بود اونجا نقاشی های عجیبی بود نقاشی هایی که انسان ها در اون دارن شکنجه میشن و یه میز خیلی بزرگ هم اونجا بود ا.ت نزدیک میز شد رو اون میز شیشه های کوچیکی بودن که درشون بسته بود ولی انگار داخل اون شیشه ها خون بود ا.ت نگاهشو به اونور میز داد اونجا انگار یه اسکلت انسان بود ا.ت اول فکر کرد الکیه ولی وقتی لمسشون کرد متوجه واقعی بودنشون شد سر جاش خشکش زد ترسیده بود چشم هاش از ترس پر از اشک شده بود.
میخواست فرار کنه و سریع به سمت در دویید ولی در بسته شده بود سعی کرد درو باز کنه ولی نشد میخواست با گوشیش به یکی زنگ بزنه و درخواست کمک کنی ولی گوشیش آنتن نداشت
ا.ت:لعنتی[عصبی و ترسیده]
که یهو از پشت سرش صدای قدم های یه کسی رو از پشت سرش شنید...

شرایط برای پارت بعد:
لایک:۸
کامنت:۴


#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#اسمات
دیدگاه ها (۵)

فیک رنگ های درد پارت ²⁵ا.ت صدای قدم های یکی رو از پشت سرش شن...

فیک رنگ های درد پارت ²⁶تهیونگ:خب حالا که تا اینجا کشوندمت بز...

فیک رنگ های درد پارت ²³ا.ت خوابیده بود که یهو با صداش زنگ گو...

فیک رنگ های درد پارت ²²ا.ت:تهیونگ من باید برم تهیونگ:چرا چون...

چندشاتی جونگکوک(پارت۴)

part(3) 🤍rose white🤍22[November]2019؟؟؟:200 ملیون وونهمه با ...

#درخواستی #تکپارتیوقتی از آمپول میترسی..... ا/ت از دیشب تب د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط