سلام بابای عزیزم
سلام بابای عزیزم
سلام مامان گلم
خیلی دلم براتون تنگ شده،اندازه ستاره های آسمون دوستتون دارم.
میدونم صدام و میشنوید
حالتون خوبه؟
کنار هم خوب وخوشید؟
اما من اصلا حالم خوب نیست،دنیابرام مثل قفس شده،نفس کشیدن تو این هوا بدون شما برام سخت شده.
تو این شبا همه جا پرشده از شور و شادی عید،اما من...
تاکی باید کنار عکستون بشینم و باهاتون حرف بزنم،تاکی باید بادیدن سنگ قبرتون خودمو گول بزنم و بغضم و قورت بدم تا مبادا دونه های اشکم روی صورتم سر بخوره وبقیه رو آزرده کنه.
باباجونم تو که رفتی نیمی از من و باخودت بردی ،دیگه تو این دنیا نبودم،تمام تلاشم این بود که بیام پیش تو اما چیزی که من و تو این دنیا نگه داشت وجود مامان بود،اون بود که با وجود همه غم و غصه هاش تسلی بخش دل رنجور و شکسته من بود.
ولی باباجونم اون نتونست دوری تورو تحمل کنه.
(الان که 3سال از رفتن تو میگذره 4ماه که مامان هم اومده پیشت)
مامانم،عزیز دلم رفتی پیش عشقت و به چیزی که میخواستی رسیدی.اما فکر من و نکردی؟
نگفتی بدون تو چه جوری زندگی کنم؟
نگفتی چه جوری سال و تحویل کنم؟
مامانم بیا ببین،خونه رو برای تو و بابا آماده کردم.
منتظرم تا بیاین و سال نو رو باهم جشن بگیریم.
اما حالاکه راهی برای بازگشت شما نیست،پس از خدا بخواهید من بیام پیش شما تا اونجا یه بار دیگه کنار هم باشیم...
برای روز وصالمون لحظه شماری میکنم.
به امید روزی که به سوی شما پر بکشم
سلام مامان گلم
خیلی دلم براتون تنگ شده،اندازه ستاره های آسمون دوستتون دارم.
میدونم صدام و میشنوید
حالتون خوبه؟
کنار هم خوب وخوشید؟
اما من اصلا حالم خوب نیست،دنیابرام مثل قفس شده،نفس کشیدن تو این هوا بدون شما برام سخت شده.
تو این شبا همه جا پرشده از شور و شادی عید،اما من...
تاکی باید کنار عکستون بشینم و باهاتون حرف بزنم،تاکی باید بادیدن سنگ قبرتون خودمو گول بزنم و بغضم و قورت بدم تا مبادا دونه های اشکم روی صورتم سر بخوره وبقیه رو آزرده کنه.
باباجونم تو که رفتی نیمی از من و باخودت بردی ،دیگه تو این دنیا نبودم،تمام تلاشم این بود که بیام پیش تو اما چیزی که من و تو این دنیا نگه داشت وجود مامان بود،اون بود که با وجود همه غم و غصه هاش تسلی بخش دل رنجور و شکسته من بود.
ولی باباجونم اون نتونست دوری تورو تحمل کنه.
(الان که 3سال از رفتن تو میگذره 4ماه که مامان هم اومده پیشت)
مامانم،عزیز دلم رفتی پیش عشقت و به چیزی که میخواستی رسیدی.اما فکر من و نکردی؟
نگفتی بدون تو چه جوری زندگی کنم؟
نگفتی چه جوری سال و تحویل کنم؟
مامانم بیا ببین،خونه رو برای تو و بابا آماده کردم.
منتظرم تا بیاین و سال نو رو باهم جشن بگیریم.
اما حالاکه راهی برای بازگشت شما نیست،پس از خدا بخواهید من بیام پیش شما تا اونجا یه بار دیگه کنار هم باشیم...
برای روز وصالمون لحظه شماری میکنم.
به امید روزی که به سوی شما پر بکشم
- ۳.۱k
- ۲۲ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط