{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به نام خدا

به نام خدا

پارت اول
ویو آریانا

خیله خوب فکرکنم الان دیگه چشم هاشو باز کرده و داره دنبالم میگرده کجا بایدقایم شم ام... به این طرف و اونطرف نگاه کردم که چشم به بخش پذیرش خورد اونجا بهترین مکان برای قایم شدنه افرادی که اونجا کار میکنن الان برای غذا رفتن پس اونجا بهترین مکانه... آروم آروم رفتم سمت میز و با یک حرکت پشتش قایم شدم شرکت بخاطر وقت غذا خیلی خالی شده وفقط افراد حراست هستن پس کسی منو ندیده تقریبا فکرکنم 3یا4 دقیقه میشه اینجام پس یعنی درست قایم شدم که هنوز پیدام نکرده آخ که امروز من چه کیفی کنم ولی جدی چرا انقدر دیر اومد پایین... به صورت کاملا منطقی برای رسیدن به پذیرش یا همون لابی یعنی همون جایی که من هستم باید یا از آسانسور یا از پله ها بیاد پایین و فقط یه احمقه که از طبقه 13 تا پایین باپله میاد البته از اون همچین کاری برمیاد ولی بهتره الان حواسم رو به آسانسور بدم.... آروم مثل یه بچه که از دست مامان اعصبانیش فرار کرده و میخواد ببینه خوب قایم شده یا نه سرم رویه کوچولو از میز آوردم بیرون و به سمت آسانسور نگاه میکردم احتمالا یه 10 دقیقه ای گذشته از وقتی که داریم بازی می‌کنیم پس یعنی من بردم....
+:ببخشید
این صدای مزاهم مال کیه کسی که تو شرکت نیست پس من اشتباه شنیدم بیا اینطوری فکر کنیم
+:خانوم ببخشید با شمام
وایسا دوباره دارم می‌شنوم نکنه این ایلیا صداش رو دخترونه کرده.. آروم به سمت صدا برگشتم که
-:واییییییییییییییییییییییییییی

ادامه دارد...


امید وارم خوشتون اومده باشه 💋
دیدگاه ها (۱)

دوستی=عشقپارت دومداشتم جیغ میزدم که یک دفعه شخص صاحب صدا دست...

به نام خداپارت سوم...خیلی آروم با یه حالت عجیب که انگاریه دی...

به نام خداسلام به همگی این پست توضیح راجب رمانی هست که قصد د...

کلیپ

neme:راز پشت دیوارp:6......اومد داخل اتاق و بهم گفت _منو به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط