{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(وقتی دخترش رو دوست نداشت و...💔)

(وقتی دخترش رو دوست نداشت و...💔)


پارت1

لیا. مامان چرا با با منو دوست نداره



ات. کی میگه



کوک. بریم پارک ته ات بستی بخوریم



ات. لیا (جوری که لیا نشنوه)



کوک. نه(اخم)




لیا. بستنی شیع




ویو ات

همه رفتن مین موندم نتونستم جلو بغضمو بگیرم اگه یه کلمه حرف می زدم بغضم می ترکید و دیگه خداحافظی نکردم
دیدگاه ها (۰)

لیا. ابا (چش اشکی بغض لبخن شیطانی) کوک. ها ها ه. ا ا چ. چی...

ویو لیا همش پشت سرم میگفتن وایسایهو ته دستمو گرفت کشید تا صو...

استایل لیا برا قبر

قیافه ی لیا

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹ ات وارد اتاق کار کوک ش...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ² ت : وای مثل اون سری ...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹¹ مادربزرگ : الان می گم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط