از دستم ناراحت بود سعی کردم تایم باشگاه تموم ش رفتم طرفش
از دستم ناراحت بود سعی کردم تایم باشگاه تموم ش رفتم طرفش با بغض بغلش کردم با همه وجود بغلش کردم و معذرت خواهی کردم گفتم ببخشید گفت سعی میکنم گفتم عشقم با عصبانیت نگام کرد سرمو گذاشتم رو گردنش عطر لعنتیشو ک حتی از دور تشخیص میدمو بو کردم با تموم حسم بوش کردم بغضم سنگین تر شد اخه داشت سعی میکرد ازم جدا ش یهو ازش جدا شدم سرمو انداختم پایین راهمو کشیدمو رفتم بعد از اون روز بهم گفت دیگه هیچ وقت بغلم نکن :) از اون روز خیل یمیگذره شاید ۴یا ۵ماه :):broken_heart:#عشق یک طرفه
#حقیقت #خودم نوشته
#حقیقت #خودم نوشته
- ۱۴.۱k
- ۲۴ آبان ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط